تقواي الهي نشانه افتخار و ملاك برتري است.
از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت است كه فرمود:
[ لَا فَضْلَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍّ، وَلَا ِلأَسْوَدَ عَلَى أَحْمَرَ، إِلَّا بِالتَّقْوَى] « هيچ عربي بر هيچ عجمي و هيچ سياهي بر سرخي فضيلت و برتري ندارد مگر به سبب تقواي الهي » بيهقي در شعب الايمان 4774
از پيامبر صلي الله عليه و سلم پرسيدند: چه كسي از ميان مردم گرامي تر است؟ فرمود:
[أَكْرَمُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاهُمْ] [گرامي ترين مردم نزد خداوند پرهيزگارترين آن هاست]
و سپس فرمود: [خِيَارُكُمْ فِي الْجَاهِلِيَّةِ خِيَارُكُمْ فِي الْإِسْلَامِ إِذَا فَقِهُوا]
[بهترين شما در جاهليت بهترينتان در اسلام است به شرطي كه فقاهت و آگاهي دين داشته باشد] . بخاري4689 3353 و مسلم 2378
يعني كساني كه به خاطر سخاوت، شجاعت، فضل و خير و مفيد بودن براي همه در جاهليت ستايش مي شده
اند، اگر در دين اسلام فقاهت و آگاهي داشته باشند از بهترين مردم هستند، و بر كساني كه از آن ها پائين
ترند مانند بخيلان و بزدلان و بد اخلاق ها، برتر باشند.
ابو داود و ترمذي از ابوهريره رضي الله عنه روايت مي كنند كه گفت: پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود:[
لَيَنْتَهِيَنَّ أَقْوَامٌ يَفْتَخِرُونَ بِآبَائِهِمْ الَّذِينَ مَاتُوا، إِنَّمَا هُمْ فَحْمُ مِنْ فَحْمِ جَهَنَّمَ، أَوْ لَيَكُونُنَّ أَهْوَنَ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْجُعَلِ
الَّذِي يُدَهْدِهُ الْخِرَاءَ بِأَنْفِهِ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذْهَبَ عَنْكُمْ عُبِّيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ وَفَخْرَهَا بِالْآبَاءِ، إِنَّمَا هُوَ مُؤْمِنٌ تَقِيٌّ أَوْ فَاجِرٌ
شَقِيٌّ، النَّاسُ كُلُّهُمْ بَنُو آدَمَ، وَآدَمُ مِنْ تُرَابٍ]
[اقوامي كه به پدران و نياكان مردهء خود افتخار مي كنند، بايد از اين کار باز بيايند، نياكان آن ها زغال
هايي از زغال هاي دوزخ هستتند، و يا اين كه چنين فردي ( كه به پدر مردهء خود افتخار مي كند) نزد خداوند
از سوسكي كه با بيني اش كثافت و مدفوع را پيش مي برد بي ارزشتر خواهد بود، خداوند، جاهليت و افتخار
به پدران را از شما دور كرده است. و فقط فرد يا مؤمن پرهيزگار است يا فاسق بد بخت، مردم همه فرزندان
آدم هستند و آدم از خاك آفريده شده است] ابوداود 5116 و ترمذي 3955.
ترمذي از سمره رضي الله عنه روايت مي كند كه گفت: پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود:
[الْحَسَبُ الْمَالُ، وَالْكَرَمُ التَّقْوَى] [شرافت، مال است و برتري و كرامت، پرهيزگاري است] ترمذي 3271 .
از واثلة رضي الله عنه روايت است كه گفت: گفتم اي رسول خدا عصبيت چيست؟ گفت:
[ أَنْ تُعِينَ قَوْمَكَ عَلَى الظُّلْمِ] [اين است كه قومت را بر ظلم و ستم ياري كني] ابوداود 5119 و الباني آنرا ضعيف مي داند.
همچنين مي فرمايد:[ لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا إِلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ، وَلَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى
عَصَبِيَّةٍ] « هر كس به تعصب قومي دعوت دهد از ما نيست و هر كس بر طايفه گرايي و قوميت بجنگد از ما نيست و هر كس بر طايفه گرايي بميرد از ما نيست » ابن مفلح در الاداب شرعي 1/81 آن را حسن قرار داده و آلباني آن را ضعيف دانسته است.
امام احمد از عقبه ابن عامر رضي الله عنه و او از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت مي كند كه فرمود:[
لَيْسَ لِأَحَدٍ عَلَى أَحَدٍ فَضْلٌ إِلَّا بِالدِّينِ وَ تَقْوَى] « هيچ كسي بر كسي ديگر فضيلت ندارد مگر با دين و تقوا
» احمد 4/158 و طبراني الكبير 17/295 (814 ) و الباني آنرا صحيح مي داند.
ترديدي نيست كه اگر فرزندان و نوادگان اخلاق و رفتار پدران و اجدادشان را نداشته باشند، تنها افتخار كردن
بر نياكان براي آنها كاري نمي كنند؛ چنان كه شاعر مي گويد:
إِذَا افْتَخَرْتَ بِأَقْوَامٍ لَهُمْ سَلَفٌ قُلْنَا صَدَقْتَ وَ لَكِنْ بِئْسَ مَا وَلَدُوا
{ شعر منسوب است به ابن رومي با اين عبارت :
لئن فخرتَ بآباءِ ذَوِي حَسَبٍ لقد صدقتَ و لكن بئس ما وَلَدُوا
}
هر گاه به اقوامي افتخار كني كه شاهكاري كرده اند، مي گوييم راست گفتي ولي آن ها بد فرزنداني داشته اند.
از جعفر صادق بن محمد باقر بن علي زين العابدين نقل شده كه او باري از ترس خداوند چنان گريه كرد كه
بيهوش شد، يكي از شاگردانش به او گفت: شما از فرزندان پيامبر صلي الله عليه و سلم هستي؛ او گفت
خداوند هر پرهيزگاري را بالا مي برد حتي اگر برده اي حبشي باشد، و هر گناهكاري را خوار مي كند حتي
اگر شريف و قريشي باشد؛ چنان كه شاعر مي گويد:
لقد رَفَعَ الإسلامُ سَلْمانَ فَارِسٍ وَ قَدْ وَضَعَ الشِّرْكُ الشَّقِيَّ أَبَا لَهَبْ
{ شعر به اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب رضي الله عنه منسوب است. و نيز به صاحب بن عباد منسوب مي
باشد و به جاي واژهء (الشقي) (الشريف) است.}
اسلام مقام سلمان فارسي را بالا برد و شرك ابو لهبِ بدبخت را حقير و پائين قرار داد .