عظمت الله جل شانه



الله؛ هموست که فرعون و قومش را در دریا غرق کرد و جسد فرعون را به‌عنوان نشانه و معجزه‌ای برای

آیندگان سالم نگه داشت؛ قارون و کاشانه‌اش را در زمین فرو برد؛ یوسف را از تاریکی‌های چاه نجات داد و 

او را بر گنجینه‌های زمین حاکم کرد؛ نوح را بر کافران پیروز ساخت و او را با خانواده‌اش از اندوه بزرگ 

رهانید.


خداست که می‌خنداند و می‌گریاند؛ می‌میراند و زنده می‌کند؛ خوش‌بخت یا بدبخت می‌کند؛ به وجود می‌آورد و از

بین می‌برد؛ یکی را بَر می‌کشد و آن دیگری را از بالا به زیر می‌آورد؛ عزت و ذلت در دست اوست. 

هموست که به هرکه بخواهد، می‌دهد و از هرکه بخواهد، باز می‌دارد.

ادامه نوشته

معنای لا إله إلا الله محمد رسول الله

معنای کلمه‏ی لا إله إلا الله این است که معبود برحقی جز الله نیست. پس الله، یگانه و یکتاست و استحقاق 

این را دارد که تمامی عبادات خالصانه برای او باشد و برای غیر او نباشد. الله متعال می‏فرماید:

 وَإِلَـٰهُكُمْ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ ۖ لَّا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَـٰنُ الرَّحِيمُ  [البقره:١٦٣]

«‏و معبودتان، یگانه‌ معبودی‌ست که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد؛ 

(پروردگارِ) گسترده‌مهرِ مهرورز».در جای دیگری می‏فرماید:

 وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِي بَرَاءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ ﴿٢٦﴾ إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ ﴿٢٧﴾ وَجَعَلَهَا كَلِمَةً 

بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿٢٨﴾ [الزخرف:٢٦-٢٨]

ادامه نوشته

سوگندخوردن به غیر الله:

خداوند به هر مخلوقی که بخواهد سوگند یاد می‌کند، اما برای بندگان جایز نیست که به چیزی غیر از الله 

سوگند بخورند، اما متأسفانه سوگند به غیر الله بر زبان بسیاری از مردم جاری است، سوگند نوعی تعظیم 

است و برای غیر الله جایز نیست، از عبدالله بن عمر رضی الله عنها روایت  شده است که پیامبر صلی الله 

علیه وسلم فرمودند: «آگاه باشید خداوند شما را از این که به پدران خود سوگند بخورید نهی کرده است، 

هرکس سوگند می‌خورد باید به نام الله سوگند بخورد و گرنه ساکت بماند»(  فتح الباری 11 / 530.). 

ادامه نوشته

بد فالی

و آن عبارت است از فال بد و شوم، خداوند می‌فرماید:

 فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوالَنَا هَـٰذِهِ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ

«پس چون خوشی به آنان روی می‌آورد، می‌گفتند: این سزاوار ماست و اگر گزندی به آنان می‌رسید به 

موسی و کسانی که با او بودند فال بد می‌زدند».

ادامه نوشته

خودنمایی در عبادات

یکی از شرایط پذیرفتن عمل صالح این است که از ریا و خودنمایی پاک و طبق سنت باشد، هرکس به منظور 

خودنمایی عبادت کند، مرتکب شرک اصغر گشته است، و عملش تباه و نابود می‌گردد، مانند کسی که برای 

این نماز بخواند که مردم او را ببینند، خداوند می‌فرماید: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّـهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا

إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّـهَ إِلَّا قَلِيلًا {١٤٢نساء} 

ادامه نوشته

معتقد بودن به تأثیر نجوم و ستارگان در وقایع و زندگی مردم

زید بن خالد جهنی رضی الله عنه می‌گوید: پیامبرصلی الله علیه وسلم در حدیبیه نماز صبح را با ما خواندند،

شب در حدیبیه باران آمده بود پیامبرصلی الله علیه وسلم پس از اتمام نماز رو به مردم نموده و فرمودند: 

«آیا می‌دانید خداوند چه فرمود؟ مردم گفتند: الله ورسوله اعلم، فرمودند: (خداوند می‌گوید) برخی از بندگانم

به من مؤمن و برخی دیگر کافر گشتند، هرکس که گفته به فضل و رحمت خداوند بر ما باران فرود آمد، او

به من ایمان دارد و به ستارگان کفر کرده است، و هرکس که گفته بر اثر فلان و فلان ستاره باران فرود آمد 

به من کفر کرده و به ستارگان ایمان آوده است

همچنین رجوع‌کردن به جدول‌های بخت آزمایی و تست‌های فال که در بسیاری از روزنامه‌ها مجلات وجود 

دارد، همین حکم را دارد، و اگر کسی به تأثیر ان معتقد باشد، شرک کرده است، و اگر تنها به قصد تسلی به 

خاطر آن را بخواند.

ادامه نوشته

سحر و غیبگویی و طالع‌بینی نیز از انواع مروج شرک هستند:

سحر‌کردن کفر و یکی از هفت گناه مهلک و ضرر محض است که سودی در بر ندارد، خداوند متعال درباره 

آموختن آن می‌فرماید: ﴿وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ

«و آنچه را که می‌آموختند به آنان زیان می‌رساند، و به آنان سود نمی‌بخشید».

و نیز می‌فرماید: وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ«و جادوگرها هرجا که بروند، درستگار نمی‌شوند».

کسی که به سحر دست یابد کافر است، خداوند می‌فرماید 

ادامه نوشته

دعا چگونه از امدن قضا وقدر جلوگيري مي کند

قاعده چنين است که هرگاه شخص اسباب را جهت رسيدن به مقاصد خويش بکار نبندد، پس رسيدن به هدف 

سخت يا ناممکن خواهد شد. بکارگيري اسباب و وسائل شرعي جهت منع وقايع ناخوشايند منافي با توحيد و 

توکل بر الله ‏تعالي نيست اما لزوما بکار بستن اسباب باعث منع تقدير الهي که قبلا آنرا مقدر فرموده نخواهد

شد مگر اينکه الله بر آن اراده کند،  از عايشه رضي الله عنها روايت است که ‏پيامبر صلي الله عليه وسلم

فرمودند:

ادامه نوشته

هفت گروهي که در صحراي محشر زير سايه عرش الهي

روزي كه مردم در ميدان محشر در گرماي سوزان آفتاب با سختي هايي مواجه ميشوند كه كوههاي بلند و 

محکم تاب و توان تحمل آن را ندارند، گروهي از برگزيدگان زير سايه عرش الهي در نهايت آرامش و 

اطمينان به سر مي برند و از اين ناراحتي و هراسي که ديگران را فرا گرفته گزندي نمي بينند.

اين دسته داراي همتي والا و عزم و ارادهي آهنيني هستند، عقيده اسلامي با خون و گوشت آنها عجين

شده، زيرا ارزشهاي متعالي اسلام بر آنها حکومت مي کرد و يا مشغول کرداري بودند که در ميزان اسلام

داراي اهميت و وزنهي فراواني بود.

ادامه نوشته

آيا خواندن اذکار مانع دفع بلا مي شود

خود اذکار مانع دفع ضرر نيستند، چرا که تنها خداوند متعال است که اگر اراده فرمودند مانع ضرر و زيان و 

دفع بلا مي شود و لاغير..

و اگر خداوند متعال اراده کند، هيچ چيز مانع نمي شود.

خداوند مي فرمايد: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» 

(تغابن 11). يعني: هيچ مصيبتى رخ نمى‏دهد مگر به اذن خدا! و هر کس به خدا ايمان آورد، خداوند قلبش را 

هدايت مى‏کند؛ و خدا به هر چيز داناست.

بايد اينگونه عقيده داشت که: خواندن اذکار روزانه يکي از اسباب شرعي است که به اذن الله تعالي موجب 

دفع زيان در مقابل شياطين جن و انس و نيز مصائب مي شود، البته آن اذکاري که شريعت آنها را بيان کرده

اند،

ادامه نوشته

آيا بايد به كتاب هاي آسماني ديگر به جز قرآن ايمان داشت؟

آري، هر کسي که به کتابهاي آسماني ديگر (تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و موسي) ايمان

نياورد، ايمان او مقبول نيست و بعنوان مسلمان محسوب نمي شود.

دليل واجب بودن ايمان به کتابهاي آسماني اينست:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ

بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» ‏ نساء 136‏.

ادامه نوشته

تاثير عبادات بر سيماي انسان

در تفسير انوارالقرآن در تفسير آيه اي که به تمجيد از صحابه و ويژگي آنها پرداخته يعني آيه

 «ِسيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ» فتح/29. چنين آمده:

«علامت‌ مشخصه‌ آنان‌ (ياران پيامبر) بر اثر سجود در چهره‌هايشان‌ آشكار است‌»

 به‌قولي: مراد از آن‌؛ درخشش‌، زيبايي‌، نور و وقاري‌ است‌ كه‌ در سيماي‌ مؤمنان ‌متجلي‌ است‌ و اين‌ نشانه‌ 

مميزه‌ ايشان‌ مي‌باشد. سُدي‌ مي‌گويد: «نماز چهره‌هايشان ‌را زيبا مي‌كند». برخي‌ از سلف‌ گفته‌اند

ادامه نوشته

حکم فراموشی سوره های قرآن که حفظ کرده ایم

اولا لازمست متذکر شد که جايز نيست گفته شود: «قرآن را فراموش کردم» بلکه بايد گفت: 

«قرآن از سينه ام فراموش شد»، 

عبدالله ابن مسعود رضي الله عنه روايت مي کند که پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند:

 «بِئْسَ مَا لأَحَدِهِمْ أَنْ يَقُولَ: نَسِيتُ آيَةَ كَيْتَ وَكَيْتَ، بَلْ نُسِّيَ، وَاسْتَذْكِرُوا الْقُرْآنَ، فَإِنَّهُ أَشَدُّ تَفَصِّيًا مِنْ صُدُورِ

الرِّجَالِ مِنَ النَّعَمِ». (بخارى:5032)

ادامه نوشته

منظور از اينکه: ايمان کم و زياد مي شود

لفظ " الايمان يزيد و ينقص، يزيد بالطاعة و ينقص بالمعصية " 

(يعني: ايمان زياد و کم مي شود، با عبادت و عمل صالح زياد و با گناه کم مي شود

حديث نيست، بلکه اين لفظ کلام علماي سلف صالح رحمهم الله است که مرادشان هم اينست

ايمان گاهي زياد و قوي مي شود و گاهي کم و ضعيف مي گردد. و اين کلام مبارک آنها زماني رايج شد که 

عده اي از فرقه هاي گمراه ادعا مي کردند که ايمان زياد و کم نمي شود و بلکه ايمان همگي بمانند 

ادامه نوشته

نکاتي مهم و آموزنده در مورد کفاره سوگند

نخست لازمست اشاره شود که سوگند شکسته شده بشرطي کفاره دارد که:

1- به سن بلوغ رسيده بوده باشيد.

2- سوگندي که ياد کرديد بنام خدا يا بنام اسماء الهي بوده باشد، پس اگر به غير خدا (مانند قسم به جان و 

مال يا پدر و قبر و ..) خورده باشيد، اينها هيچکدام سوگند شرعي نيستند و اگر کسي آنرا بشکند کفاره نياز 

ندارد، ولي مرتکب گناه شده است، زيرا سوگند بايد فقط بنام خدا يا اسمهايش باشد.

ادامه نوشته

شفاعت کبرى و شفاعت صغرى ‏

شفاعت در روز قيامت دو نوع است:

1- شفاعت کبري

2- شفاعت صغري

شفاعت کبري مربوط است به شفاعت پيامبر صلي الله عليه وسلم در صحراي محشر براي برپا شدن

 محکمه ي الهي و شروع حسابرسي مردم. و شفاعت صغري يعني شفاعت پيامبران و اولياء و شهدا و 

ملائکه براي مومنان در روز قيامت براي نجات آنها از عذاب جهنم يا تخفيف عذاب آنها يا بالا بردن درجه ي 

آنها در بهشت.

 - شفاعت کبري خاص پيامبر صلي الله عليه وسلم است و کسي بجز ايشان داراي چنين مقامي نيستند

ادامه نوشته

راه رسيدن به خدا يکي است يا از راههاي متعدد مي توان به خدا رسيد

راه رسيدن به خدا فقط و فقط يک راه است و بس..

و آن همان راهي است که سلف صالح امت يعني پيامبر صلي الله عليه وسلم و يارانش و تابعيني که به 

احسان از آنها پيروي کردند بر آن قرار داشتند، که دو منبع آن قرآن و احاديث صحيح نبوي نوراني بخش راه 

حق هستند. براي همين است که خداي متعال مي فرمايد:

«اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ ..». (بقره 257).

ادامه نوشته

حکم دعا کردن بر روي قبرها چيست

برائت حتما خاص انسانها يا ملائک است و لازمه برائت اينست که آنها موجوداتي زنده بودند و بعدا مرده اند

و سپس توسط محبانشان به فرياد خوانده شده اند:

«إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ

خَبِيرٍ» ﴿فاطر 14﴾.

يعني:« اگر آنها را بخوانيد دعاى شما را نمى‏شنوند و اگر [فرضا] بشنوند اجابتتان نمى‏كنند و روز

قيامت‏شرك شما را انكار مى‏كنند و [هيچ كس] چون [خداى] آگاه تو را خبردار نمى‏كند (14)».

اگر شخصي مستقيما از الله تعالي چيزي را بخواهد ولي صاحب قبر را وسيله نمايد مثلا بگويد: يا الله به حق 

صاحب اين قبر مريضم را شفا بده اين عمل شرک نيست چون از الله تعالي درخواست نموده است ولي حرام 

است زيرا اين از امورات بدعي است و در اسلام تشريع نشده و تمامي احاديثي که در اين مورد آمده اند 

ضعيف يا دروغ هستند.

ادامه نوشته

آیا خداوند نور است

اگر منظور از اين سخن اين باشد که ذات الله تعالي از نور خلق شده است؟ در اينصورت چنين سخني باطل و

کفر آميز است! زيرا اين سخن به اين معناست که الله تعالي مخلوق است و هرکس چنين سخنی را

بگويد که خدا مخلوق است، او کافر می شود و باید توبه کند و دوباره شهادت بر زبان جاري کند. چرا که خود

نور مخلوق خداست، و این ملائکه هستند که از نور خلق شده اند، همانگونه که در صحيح مسلم عايشه

رضي الله عنها روايت کرده كه رسولاكرم صلي الله عليه وسلم فرمود: «فرشتگان از نور، و جنيان از آتش

و آدم از چيزي كه براي شما بيان شده است، آفريده شدهاند». صحيح مسلم: 4/2294.‏

 

ادامه نوشته

آيا به مدد جستن انسان زنده هم شرک است

کمک گرفتن از انسانهاي زنده در امورات شرعي و مباح نه تنها شرک و گناه نيست، بلکه ‏نوعي تعاون

است که خداوند متعال به آن امر فرموده است، چنانکه مي فرمايد:‏« وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» (مائده 2)‏

يعني: و (همواره) در راه نيکى و پرهيزگارى با هم تعاون کنيد.‏

بنابراين هرکس که ادعا کند که کمک گرفتن از انسانهاي زنده رضي الله عنه امورات شرعي و ‏مباح _و يا 

حتي غير شرعي) شرک است، گزافه گويي کرده است، و اهل سنت و جماعت ‏هيچگاه چنين نگفته اند.‏

‏ اما آنچه که موحدان و عاقلان به آن بايد توجه کنند اينست که:‏

ادامه نوشته

آيا چيزي بنام اقبال و شانس وجود دارد

اگر کسي بگويد که فلاني خوش شانس است، و منظورش اين باشد که خوشبختي و منفعت دنيايي به وي رو 

آورده است، بايد گفت که اين سخن شرعي نيست، و موافق با شريعت نمي باشد، چرا که هرآنچه که از خوب 

و بد متوجه انسانها مي شود از جانب خداوند حکيم است و او تعالي از ازل تقدير فرموده است که سرنوشت 

انسانها چگونه خواهد بود، و البته اين بدان معنا نيست که خداوند جبرا سرنوشت ما را نوشته و ما اختياري 

در زندگي خود نداريم، بلکه خداوند متعال چون از آينده خبر دارند، و مي دانند که انسانها با اختيار خويش چه 

مسيري را مي پيمايند، با توجه به اين علم و سپس اراده بر تقدير يا عدم تقدير، سرنوشت انسانها را رقم زده 

است.

بنابراين موحدان چنين اعتقاد دارند که هرآنچه از خوبي و بدي متوجه انسان مي شود، قضا و قدر الهي است 

و از روي اتفاق و تصادفي نبوده و نخواهد بود.

ادامه نوشته

اسم اعظم خداوند چيست و چه فضايلي دارد؟

بنابراين کسي که ادعا مي کند که "من اسم اعظم دارم ميتوانم هرکاري که بخواهم با آن  انجام دهم"! اين 

‏سخن نشانگر جهل يا فريبکاري اوست، چرا که اسم اعظم خداوند چيزي نيست که تحت مالکيت افرادي ‏درآيد 

تا هرکاري که خواستند با آن انجام دهند! بلکه اسم اعظم خداوند، اسمي از اسماء حسناي الهي ‏است که 

هرکسي مي تواند با آن خدايش را بخواند و به آن متوسل شده و دعا کند و انشاءالله دعايش ‏مستجاب است.‏

 

ادامه نوشته

درباره ميوه ها و درختهاي بهشتي

با توجه به اينکه در هيچ آيت يا حديثي اشاره اي به معرفي تمامي ميوه ها و درختهاي بهشتي ‏نشده است، 

بنابراين مشخص نيست که در بهشت چند نوع ميوه و درخت وجود دارد، و اين جزو ‏علم غيب است که ما 

انسانها – جز به مقداري که از طريق قرآن و حديث صحيح به ما خبر داده ‏شده – اطلاع کافي نداريم، و لذا 

نمي توانيم تمام ميوه ها و درختان جنت را بدون دليلي شرعي ‏بيان کنيم، و کسي جز خدا نمي داند که دقيقا

چه ميوه ها و چه درختهايي در بهشت وجود دارد، ‏پس بهتر است ما انسانها هم در مورد چيزي که علم آن 

فقط نزد خداوند است کنجکاوي نکنيم ‏زيرا به نتيجه نخواهيم رشيد، و البته مکلف هم نشده ايم تا اسم ميوه و 

درختان بهشتي را نام ‏ببريم.‏

فقط مي دانيم که – بر طبق بعضي از نصوص شرعي (کتاب و سنت) اسم بعضي از ميوه ها و ‏درختهاي 

بهشتي ذکر شده اند، مانند ميوه انار و خرما و سيب و .. و يا درخت سدر

ادامه نوشته

انسان بعد از مرگش چگونه زنده مي شود

ايمان به زنده شدن از بزرگترين اصول ايمان در دين است و آنچه بر مؤمن واجب است اين ‏است كه به 

احوال و حوادث آن ايمان داشته باشد و بداند که بسياري از جزئيات و کيفيت آن بر ‏بشر نامعلوم است و

هنوز علم به آنجا نرسيده و شايد هم هرگز نرسد، بنابراين آنچه بر يک ‏مسلمان واجب است تصديق و ايمان 

به زنده شدن مردگان است، هرچند که عقل و علم محدود ‏بشري آنرا توجيه نکند! چرا که عقل و علم بشري 

هرگز به تکامل نخواهد رسيد، و هنوز هم ‏بسياري از واقعيتاهي جهان را نوانسته اند توجيه يا تحليل کنند، 

ولي آيا آن واقعيتها انکار مي ‏شوند؟ درحاليکه اين علم است که هنوز به اين حد از رشد و تکامل نرسيده که 

بتواند آن واقعيتها ‏را تحليل نمايد.‏

ادامه نوشته

چون شهداء زنده هستند، پس صداي ما را ميشنوند و خواسته هاي مارا ‏به گوش الله ‏ميرسانند

اگر شهداء مانند ما زنده ها زنده هستند بايد گفت که: خير، اينگونه نيست، و در هيچ جاي قرآن نفرموده که 

شهداء مانند زنده هاي اين دنيا زنده هستند، بلکه زندگي شهداء کيفيت خاصي دارد که ما از آن بي خبريم، 

ولي قطعا مانند زنده هاي دنيا نيستند، و صداي ما زنده ها را نمي شنوند.

از طرفي بالفرض که آنها صداي ما را بشنوند، آيا اين دليل است بر آنکه مي توان آنها را به مدد خواهي و 

استغاثه خواند؟ درکجاي قرآن آمده که فرموده باشد: شهداء زنده اند پس از آنها بخواهيد صدايتان را به خدا 

برسانند؟

اگر چنين آيتي وجود ندارد چرا فقط از روي پندار خود اين حکم را مي کنيد، درحاليکه خداوند متعال

 مي فرمايد: « لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»

(يونس 68).

ادامه نوشته