راه رسيدن به خدا يکي است يا از راههاي متعدد مي توان به خدا رسيد
راه رسيدن به خدا فقط و فقط يک راه است و بس..
و آن همان راهي است که سلف صالح امت يعني پيامبر صلي الله عليه وسلم و يارانش و تابعيني که به
احسان از آنها پيروي کردند بر آن قرار داشتند، که دو منبع آن قرآن و احاديث صحيح نبوي نوراني بخش راه
حق هستند. براي همين است که خداي متعال مي فرمايد:
«اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ ..». (بقره 257).
يعني: «خداوند ولي مؤمنان» يعني: ياور و سرور و كارسازشان «است، آنان را از تاريكيها»
يعني: ازشبهات گمراهكن، جهل و پرستش طاغوت «به سوي نور» علم و هدايت و ايمان
«بيرون ميآورد» در اينجا خداي متعال "ظلمت" را بصورت جمع يعني "ظلمات" آورده اما "نور"
را بصورت مفرد ذکر کرده است، و امام ابنكثير ميگويد:
«خداوند نور را بهصيغه مفرد و ظلمات را به صيغه جمع ياد كرد؛ زيرا حق يكي است
و متعدد نميشود، اما كفر و گمراهي انواع و اقسام زيادي دارد».همچنين مي فرمايد:
«قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»
(يوسف 108).
يعني: بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت کامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مىکنيم!
منزّه است خدا! و من از مشرکان نيستم!»
در اين آيه نفرموده "راههاي من!" بلکه فرموده: "سبيلي: راه من"، و اين بيانگر آنست که خداي متعال
تنها يک راه را براي رسيدن به خود مشروع کرده است.
و باز فرموده است: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (انعام 153).
يعني: اين راه مستقيم من است، از آن پيروى کنيد! و از سُبُل (راههاى پراکنده) پيروى نکنيد، که شما را از طريق حق، دور مىسازد! اين چيزى است که خداوند شما را به آن سفارش مىکند، شايد پرهيزگارى پيشه کنيد!».
در اين آيه مبارکه خداي متعال راه خود را (صراط) را به صيغه مفرد بيان کرده و به خود نسبت داد و فرمود:
«وَأَنَّ هَـذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا»: و اين است راه راستِ من، چون آن تنها راهي است که انسان را به خدا مي
رساند، و خداوند کساني را که راه او را در پيش گرفته اند ياري مي نمايد. اما راههاي پراکنده (سُبُل) را با
صيغه جمع آورده (سبل جمع سبيل است)، زيرا راههاي انحرافي از صراط مستقيم زياد هستند که همه ي آن
راهها انسان را از مسير حق دور مي کنند، و تعبير (سُبُل: راههاي ديگر) در آيه كريمه، مفهومي است عام
كه شامل يهوديت، نصرانيت، مجوسيت و سايرملل و نيز تمام فرقه هاي اسلامي مبتني بر بدعت و گمراهي و
متكي بر هواها و انديشههاي انحراف انگيز و فساد آميز ميشود.
رسول الله صلي الله عليه و سلم اين آيه را توضيح و بيان بيشتري فرموده است، چنانکه ابن مسعود
رضي الله عنه كه در فقاهت مشهور است روايت مي نمايد: «رسول الله صلي الله عليه و سلم روزي با دست
خويش برايمان خطي را بر روي زمين كشيد، آنگاه در اطرافشان خطهاي كوتاه ديگري را رسم كرد؛ او به
خط مستقيم اشاره كرد و اين آيه را تلاوت فرمود: «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ
فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ» «اين راه راست من است از آن پيروي نماييد و دنبال راههاي ديگر نرويد كه شما را
از راه خداوند دور مي گرداند.»
آنگاه ابن مسعود رضي الله عنه گفت: رسول خدا در حاليكه انگشت خويش را بر خط مستقيم مي كشيد مي
گفت: «هذا صراط الله» (اين راه خداست) سپس به خطهاي كوتاه كشيده شده در اطراف آن اشاره كرد و
گفت: «هذا طرق و علي رأس كل طريق منها شيطان يدعو الناس اليه» اين راههايي است كه بر مسير هر
كدام از آنها شيطاني قرار گرفته و مردم را به سوي آن فرا مي خواند». روايت احمد و حاكم و نسائي
بسند جيد.
پس بر طبق اين آيه كريمه كه در دلالت صريح و قطعي مي باشد: راهي كه به خداوند وصل مي شود يكي
است و راههاي ديگر همان چيزهايي هستند كه مسلمانان را از خداوند دور مي گردانند.
البته تمام فرقه ها ادعا مي کنند که بر راه قرآن قرار دارند، اما آنچه که در بين آن متفاوت است، چگونگي
برداشت از نصوص ديني است، که با توجه به آيات قرآن و احاديث نبوي در مي يابيم که منهج صحيح همان روشي است که سلف صالح امت (صحابه و تابعين به احسان) در برخورد با نصوص و قضاياي مختلف
داشتند، يعني بايد فکر و اعتقاد خود را مطابق با فکر و اعتقاد ياران پيامبر صلي الله عليه وسلم و تابعين
آنها کنيم تا بر صراط مستقيم مورد نظر الله تعالي قرار بگيريم.
چنانکه رسول خدا صلي الله عليه وسلم آن راه مستقيم خدا را براي ما تشريح مي کند و فرمودند:
«أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ وَإِن ولي عليكم عَبْدًا حَبَشِيًّا وَإِنَّهُ مَنْ يَعِيشْ مِنْكُمْ فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا
فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ من بعدي عَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ
كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ و كل ظلالة في النار».
يعني: شما را به تقواي پروردگار توصيه و سفارش مي كنم و همچنين شما را سفارش مي كنم كه از
رؤساي خويش حرف شنوي و اطاعت داشته باشيد هرچند يك عبد حبشي بر شما حكم براند، هر كدام از شما
عمر طولاني كند اختلافات بسياري را مشاهده خواهد كرد پس بر شماست كه به سنت من و سنت خلفاي
هدايت يافته بعد از من تمسك جوييد و آن را محكم بگيريد و زنهار از امورات تازه ايجاد شده در دين
بپرهيزيد به حقيقت هر امر تازه ايجاد شده در دين بدعت و هر بدعتي گمراهي و هر گمراهي سرانجامش
آتش است.
و در حديث ديگري راه خود و اصحابش را معرفي مي کند، چنانکه فرمودند: «..
ستَفْتَرِق أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً كُلُّها فِي النَّارِ إِلَّا وَاحِدَةً قَالُوا مَا هِيَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ هي مَا أَنَا عَلَيْهِ
وَأَصْحَابِي». مسند احمد.
يعني: امت من به هفتاد و سه فرقه تبديل مي شوند همگي جز يكي از آنها در آتش است. گفتند: اي رسول خدا
آن گروه چه كساني هستند؟ فرمود: آن راهي است كه من و اصحابم بر آن قرار داریم.
بنابراين با توجه به احاديث نبوي در مي يابيم که راه و صراط مستقيمي که خداوند متعال در آن آيه اشاره
کرده؛ همان راه و روشي است که سلف صالح امت از صحابه و تابعيني که به نيکي از آنها پيروي کردند مي
باشد، لذا آن اعتقادي صحيح است که برگرفته از منهج آنها باشد نه اعتقادهايي که بعضي از افراد و احزاب
و جماعتها – که بر وفق حزب و گروه خودشان است – معرفي مي کنند، هرچند که ادعاي پيروي از
قرآن کنند.
لذا آنچه که بعضي از فرقه هاي منحرف اسلامي ادعا مي کنند که مي توان براي رسيدن به خدا و خشنودي
او از راههاي متعددي – غير از روش سلف صالح - اقدام نمود، اين در حقيقت يک سخن باطل و بي اساس
است که هيچ مبناي قرآني ندارد و بلکه نصوص کتاب و سنت بر ضد اين سخن واهي هستند، چرا که اين
امر منجر به تفرقه و گروه گروه شدن و چندصدايي در جامعه اسلامي مي شود درحاليکه خدا و رسولش ما
را از چندگرايي و جدا شدن از صفوف متحد مسلمين برحذر داشته اند. چنانکه مي فرمايد:
« وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» (آل عمران 103).
يعني: و همگى به ريسمان خدا [قرآن و سنت، کلمه طيبه]، چنگ زنيد، و پراکنده نشويد.
و فرمود: « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ» (انعام 159).
يعني: کسانى که آيين خود را پراکنده ساختند، و به دستههاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو
هيچ گونه رابطهاى با آنها ندارى! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام مىدادند، با
خبر مىکند.
و فرمود: « وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ * مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ»
(روم 32).
يعني: و همانند مشرکان نباشيد که دين خود را پراکنده ساختند و به دستهها و گروهها تقسيم شدند! و
(عجب اينکه) هر گروهى به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند.
و در سنت نبوي نيز احاديث بسياري در ذم و نكوهش تفرقه و اختلاف و تشويق بر جماعت و اتحاد وجود دارد
كه از آن جمله امام احمد و ابوداود از رسول الله صلي الله عليه وسلم روايت کرده اند که فرمود: «أَلَا إِنَّ مَنْ
قَبْلَكُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ افْتَرَقُوا عَلَى ثِنْتَيْنِ وَسَبْعِينَ مِلَّةً وَإِنَّ هَذِهِ الْمِلَّةَ سَتَفْتَرِقُ عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ ثِنْتَانِ
وَسَبْعُونَ فِي النَّارِ وَوَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَهِيَ الْجَمَاعَةُ» .
يعني: «آگاه باشيد كه قبل از شما اهل كتاب به هفتاد و دو گروه تبديل شدند و اين امت نيز به هفتاد و سه
گروه تبديل مي شود هفتاد و دو گروه از آنها در آتش هستند و يك گروه در بهشت است و آن جماعت مي
باشد». مسند أحمد (4 / 152) . وأبو داود (5 / 5) با سند صحيح .
پيامبر صلي الله عليه وسلم خبر داده كه امت او به هفتاد و سه گروه تقسيم مي شوند و هفتاد و دو گروه در
آتش هستند و تنها يک گروه به آتش جهنم نمي روند، و نفرمودند که چند گروه!
به هر حال گروه گروه شدن و اختلاف ناگزير در امت واقع شده اند و پيامبر صلي الله عليه وسلم امتش را از
آن برحذر داشته تا كسي را كه خداوند بخواهد او را سلامت بدارد، نجات دهد.
پس راه نجات و رسيدن به سعادت، تمسك و چنگ زدن به كتاب الله و سنت صحيح رسول الله صلي الله عليه
وسلم است. اين دو يعني كتاب و سنت تنها مراجع براي عقيده اسلام و شريعت مي باشند. پس هر منهجي كه
از اين راه اجتناب نمايد آن منهج خسارتمند و زيانكار است. متمسك شدن به سنت همان راه مؤمنان و راه
رسيدن به رضايت پروردگار عالميان و سنگري محكم است و اين همان منهجي است كه خداوند به وسيله
آن امت را از بدعت بدعتگذاران و پذيرش دروغگويان، تأويل و تفسير جاهلان و تحريف غلوكنندگان حفظ
مي كند.
و اين همان راهي است كه به وسيله آن امت در صدر اسلام اصلاح شدند و رستگاري و نجاتي جز بازگشت
به آن برايمان وجود ندارد. امام دارالهجره، امام مالك بن انس: مي گويد: «لا يصلح آخر هذه الأمة إلا بما
صلح به أولها» «آخر اين امت جز به آنچه اول اين امت اصلاح شد، اصلاح نمي گردد». و آنچه اول اين
امت به وسيله آن اصلاح گرديد عمل به كتاب خدا و سنت رسولش صلي الله عليه وسلم بود و آنچه بر
مسلمان در اين راه واجب است اين است كه به كتاب و سنت به فهم سلف صالح و منهج آنها عمل نمايد.
بخاطر اين سخن الله تعالي كه مي فرمايد:
«وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَسَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» (نساء 115).
يعني: «و هركس بعد از روشن شدن حق و هدايت با رسول خدا مخالف نمود و راه غير مؤمنان را براي
پيروي برگزيد او را در همان جهت انتخابي قرار داده و سرانجام وارد جهنمش خواهيم كرد كه سرانجام بدي
است».
پس تبعيت و پيروي از راه مؤمنان كه صحابه و پيروي كنندگان از آنها به نيكي از امامان هدايت يافته قرار
دارند، راه نجاتي است كه از الله تعالي مي خواهيم امت اسلامي را براي تمسك به كتاب پروردگارش و سنت
پيامبرش صلي الله عليه وسلم و تبعيت از راه مؤمنان موفق بدارد.