آيا بايد به كتاب هاي آسماني ديگر به جز قرآن ايمان داشت؟
آري، هر کسي که به کتابهاي آسماني ديگر (تورات و انجيل و زبور و صحف ابراهيم و موسي) ايمان
نياورد، ايمان او مقبول نيست و بعنوان مسلمان محسوب نمي شود.
دليل واجب بودن ايمان به کتابهاي آسماني اينست:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ
بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» نساء 136.
يعني: «اي كساني كه ايمان آورده ايد به كتابي كه بر پيامبرش نازل كرده و بر كتابي كه از قبل نازل نموده
است ايمان بياوريد و هركس به الله، ملائكه،كتابها، پيامبران و روز آخرت كافر شود در گمراهي بسيار
دوري افتاده است».
الله تعالي بندگان مؤمنش را در اين آيه امر مي كند كه به الله و پيامبرش، محمد صلي الله عليه وسلم و كتابي
كه بر او نازل نموده كه قرآن ميباشد و كتابي كه از پيش نازل نموده كه شامل تمام كتابهاي پيشينيان مانند
تورات، انجيل و زبور مي باشد، ايمان بياورند. سپس در آخر آيه بيان مي كند كه هركس به چيزي از اركان
ايمان كافر شود در گمراهي بسيار دوري افتاده و از مسير درست خارج گشته است.
و باز در بيان ايمان به تمام كتابها الله تعالي به بندگان مؤمنش امر ميكند كه اهل كتاب را با اين سخن مورد
خطاب قرار دهند: «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ
وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»(بقره 136).
يعني: «بگوييد به خدا و آنچه كه بر ما فرو فرستاده شده و آنچه كه به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و
يعقوب و نوادگان يعقوب فرو فرستاده شده و آنچه كه به موسي و عيسي داده شده و (نيز) آنچه كه به (ديگر)
پيامبران از سوي پروردگارشان نازل شده است، ايمان آورده ايم. و در ايمان آوردن به پيامبران بين
هيچكدام از آنان تفاوتي نمي گذاريم. و فرمانبردارِ او (خداوند) هستيم».
آيه در برگيرنده ايمان مؤمنان به آنچه خداوند بر آنها به واسطه رسولش صلي الله عليه وسلم نازل نموده و
آنچه بر پيامبران كه در آيه ذكر شده و آنچه بر بقيه انبياء نازل شده است، مي باشد و آنها در ايمان به
پيامبران بين هيچكدام فرقي نمي گذارند و به تمام پيامبران و تمام كتابهايي كه خداوند به ترتيب نازل نموده
است، باور دارند.
و آيات در بيان اين موضوع از كتاب خداوند بسيار است. و بر طبق آيات صريح قرآن، هرکس به کتابهاي
آسماني قبل از قرآن ايمان نداشته باشد او کافر است، زيرا ايمان نياوردن به آن کتابهاي آسماني ديگر به
معناي تکذيب آيات خداوند بر ديگر پيامبران است در حاليکه همه ي پيامبران الهي به حق از سوي الله تعالي
براي ارشاد انسانها فرستاده شده اند و بعضي از آنها داراي کتاب آسماني بودند.
اما چند نکته لازم است تا هر مسلماني آنرا بداند:
اول: بايد بداند که همه ي کتابهاي آسماني بجز قرآن کريم مورد تحريف و تغيير واقع شده اند.
خداوند عزوجل در قرآن كريم از تحريف، تغيير و تبديل توسط اهل كتاب بر كتابهاي الله تعالي كه بر آنها نازل
شده خبر مي دهد.
الله تعالي در حق يهود مي فرمايد:«أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ
مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ» ( بقره 75)
يعني:«آيا اميد داريد كه به شما ايمان بياورند در حاليكه دسته از آنها كلام خدا را مي شنوند سپس بعد از
اينكه آن را ميفهمند و در حاليكه مي دانستند آن را تحريف مي نمودند»
و مي فرمايد:«مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» ( نساء 64)
«و كساني از اهل يهود كلام را از جايگاه خود تحريف مي كنند».
و الله تعالي از نصاري خبر مي دهد مي فرمايد:
« وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ
الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ*يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ
مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ» (مائده 14- 15).
يعني: و كساني كه گفتند ما نصاري هستيم پيمان گرفتيم و بخشي از آنچه به آن اندرز داده شده بودند
فراموش كردند و ما تا روز قيامت ميانشان دشمني و كينه افكنديم و به زودي خدا آنان را از آنچه مي كردند
باخبر ميسازد. اي اهل كتاب پيامبر ما به سوي شما آمده است كه بسياري از كتاب كه پوشيده مي داشتيد
براي شما بيان مي كند و از بسياري درمي گذرد.
آيات دلالت دارند بر اينكه يهود و نصاري كتابهاي نازل شده بر خودشان را تحريف نموده اند. و اين تحريف
گاهي با زياد كردن و گاهي با كم كردن بوده است.
و دليل بر زياد كردن بر کتابها آن اين سخن الله تعالي مي باشد:« فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ
هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ» ( بقره 79).
«ويل به حال كساني كه كتاب را با دستانشان نوشتند سپس مي گويند اين از جانب خداست تا با بهايي بي
ارزش بفروشند پس ويل به حال آنها از آنچه با دستهايشان نوشتند و ويل به حال كساني كه آن را بدست آوردند».
و دليل بر نقصان آن اين فرموده الله تعالي است:« يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ
تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ» ( مائده 15).
«اي اهل كتاب پيامبر ما به سوي شما آمده است كه بسياري از كتاب كه پوشيده مي داشتيد براي شما بيان مي كند»
و مي فرمايد:«قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ
كَثِيرًا»(انعام 9)
«بگو چه كسي آن كتابي را كه موسي آورده نازل كرده كه براي مردم روشنايي و هدايت است آن را
بصورت ورقه هايي در مي آوريد از آن آشكار و بسياري را پنهان مي كنيد».
اما قرآن عظيم از آنچه بر كتابهاي گذشته از تحريف و تبديل روي داده، سالم مانده است و خداوند آن را حفظ
نموده و از آن صيانت مي نمايد همانگونه كه خود از آن خبر مي دهد:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ»( حجر 9).
«بي گمان ما قرآن را فرو فرستادهايم و به راستي ما نگهبان آن هستيم».
دوم: بايد چگونگي ايمان به کتابهاي قبل از قرآن را بداند، و آن بدينگونه است که:
1- تصديق قاطع به اينكه تمام آنها از جانب الله عزوجل نازل شده و كلام الله تعالي مي باشند و الله تعالي به
حقيقت آنگونه كه لايق به خود اوست و بر وجهي كه اراده كرده، به آن تكلم نموده است. الله تعالي مي
فرمايد:«اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ*نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ
وَالْإِنْجِيلَ*مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ»
(آل عمران 2- 4).
يعني: «الله است كه هيچ معبود بحقي جز او نيست هميشه زنده و پابرجا است. اين كتاب را در حاليكه مؤيد
آنچه پيش از خود مي باشد به حق بر تو نازل كرد و تورات و انجيل را پيش از آن براي هدايت مردم فرستاد
و فرقان را نازل كرد كساني كه به آيات خداوند كفر ورزيدند بي ترديد عذابي سخت خواهند داشت و خداوند
شكست ناپذير و صاحب انتقام است».
الله عزوجل خبر مي دهد كه اين كتابها: تورات، انجيل و قرآن از نزد او هستند و اين دلالت دارد بر اينكه به
آنها تكلم نموده و آنها از او آغاز شده اند و مربوط به غير او نيستند و براي همين در آخر آيه وعده مي دهد
كه هركس به آيات خداوند كفر ورزد دچار عذاب شديدي خواهد شد.
2- ايمان به اينكه كتابهاي الله تعالي تصديق كننده همديگرند و بين آنها تناقض و تعارضي نيست همانگونه
كه الله تعالي در قرآن مي فرمايد:«وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا
عَلَيْهِ»( مائده 48). «و (اين) كتاب را به راستي تصديق كنندة كتابي كه پيش از آن است و بر آن حاكم و شاهد
است بر تو نازل كرديم»
و در مورد انجيل مي فرمايد:«وَآتَيْنَاهُ الْإِنْجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ»(مائده 46). «و
ما انجيل را كه در آن هدايت و نور است و تصديق كننده تورات است فرو فرستاديم».
ايمان به اينها واجب است و اينكه كتابهاي خداوند از تمام تناقضات و تعارضات بدور هستند و اين از
بزرگترين ويژگي كتابهاي خداوند نسبت به كتابهاي مخلوقات و كلام خدا نسبت به كلام خلق مي باشد. زيرا در
كتابهاي مردم نقص، خلل و تعارض وجود دارد. همانگونه كه خداوند در وصف قرآن مي فرمايد:
«وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا»( نساء 82).
«اگر آن از جانب غير خداوند بود در آن اختلاف بسياري را مي يافتند».
3- اعتقاد راسخ به اينكه تمام كتابها و صحفي كه خداوند بر رسولان نازل كرده به وسيله قرآن كريم نسخ شده اند و براي هيچكس از جن يا انس و پيروان كتابهاي سابق و نه غير آنها روا نيست كه بعد از آمدن قرآن، خداوند را جز با آن عبادت كنند يا اينكه به غير آن حكم نمايند. و دليل بر اين مورد در كتاب و سنت فراوان است.
الله تعالي مي فرمايد:« تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا»(فرقان 1). «با بركت است كسي كه فرقان را بر بنده اش نازل فرمود تا براي تمام دنيا ترساننده باشد» و ميفرمايد:«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ*يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»( مائده 15- 16).«اي اهل كتاب پيامبر ما به سوي شما آمده است كه بسياري از كتاب كه پوشيده مي داشتيد براي شما بيان مي كند و از بسياري درميگذرد. قطعاً براي شما از جانب خداوند روشنايي و كتابي روشنگر آمده است. خداوند هركه از خشنودي او پيروي كند به وسيله آن به راههاي سلامت رهنمون مي شود و به توفيق خويش آنان را از تاريكيها به سوي روشنايي بيرون مي برد و به راهي راست هدايتشان مي كند». خداوند به پيامبرش ج امر مي كند كه بين اهل كتاب به قرآن حكم نمايد:«فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ»( مائده 48). «بين آنها به آنچه خداوند نازل نموده حكم نما و از هوا و آرزوي آنها بعد از آنكه حق آمد تبعيت نكن» و همچنين مي فرمايد:«وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ»( مائده 49). «و ميان آنها به آنچه خداوند نازل نموده داوري كن و از هواهايشان پيروي مكن و از آنان برحذر باش مبادا تو را در بخشي از آنچه خداوند بر تو نازل كرده به فتنه دراندازد».
و ازسنت حديث جابربنعبداللهت استكه عمربن خطابت با كتابي كه از اهل كتاب بود پيش پيامبر ج آمد و آن را بر پيامبر ج خواند پيامبر ج عصباني شد و فرمود:«أَمُتَهَوِّكُونَ فِيهَا يَا ابْنَ الْخَطَّابِ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَقَدْ جِئْتُكُمْ بِهَا بَيْضَاءَ نَقِيَّةً لَا تَسْأَلُوهُمْ عَنْ شَيْءٍ فَيُخْبِرُوكُمْ بِحَقٍّ فَتُكَذِّبُوا بِهِ أَوْ بِبَاطِلٍ فَتُصَدِّقُوا بِهِ وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ مُوسَى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ حَيًّا مَا وَسِعَهُ إِلَّا أَنْ يَتَّبِعَنِي» (مسند الإمام أحمد : 3 / 387 ، وكشف الأستار : 134 ، وشعب الإيمان للبيهقي : (177) . وغيرهم وهو حديث حسن بمجموع طرقه)
يعني: «اي پسر خطاب آيا در آن در تعجب هستي؟! قسم به كسي كه نفس من به دست اوست براي شما آن روشن كننده پاك را آوردم. شما چيزي از آنها نمي پرسيد پس به حق به شما خبر مي دهند پس به وسيله آن آنها را تكذيب مي كنيد يا به باطل خبر مي دهند شما به وسيله آن آنها را تصديق مي كنيد قسم به كسي كه نفس من به دست اوست اگر موسي زنده بود چاره اي جز پيروي از من نداشت». اين بحث مختصري از كتابهاي الله تعالي مي باشد كه واجب است به آن و آنچه در قرآن بر وجه خصوص آمده معتقد باشيم.
سوم: و نکته ي مهمتر از همه آنست که:
هر مسلماني در برخورد با آيات تورات و انجيل و ديگر کتابها ممکن است با سه حالت روبرو شود:
1- آن آيه اي که مي شنود يا مي بيند مخالف با قرآن است.
(در اينحالت بر او واجب است که آن يه را تکذيب کند، زيرا آن تحريف شده است و ما مسلمانان مامور به ايمان به آيات تحريف شده نيستيم، زيرا آن آيات تحريف شده از جانب خداوند متعال نازل نشده اند بلکه توسط انسانها تغير و تبديل يافته اند و لذا تکذيب آنها واجب است)
2- آن آيه اي که مي بيند يا مي شنود همسو و در تاييد آيات قرآن است.
(در اينحالت بايد به آن آيه ايمان بياورد و نزول آنرا از جانب خداوند تصديق نمايد)
3- نمي داند آن آيه اي که مي شنود يا مي بيند در تاييد قرآن است يا مخالف با آن.
(در اينحالت او نه آنرا تصديق کند و نه تکذيب نمايد).