الله؛ هموست که سختی و رنج را از ایوب برداشت؛ آهن را در کف داوود نرم کرد؛ باد را برای سلیمان مسخر

ساخت؛ دریا را برای موسی شکافت؛ عیسی را به سوی خود بالا برد؛ هود را نجات داد و قومش را نابود 

کرد؛ صالح را از دست ستم‌گران رهانید و قومش را در خانه‌هایشان به هلاک رساند؛ آتش را برای 


ابراهیم خنک و بی‌آزار گردانید و در عوضِ اسماعیل، قربانی بزرگی فرستاد و عیسی و مادرش را نشانه‌ای

برای جهانیان قرار داد.


الله؛ هموست که فرعون و قومش را در دریا غرق کرد و جسد فرعون را به‌عنوان نشانه و معجزه‌ای برای

آیندگان سالم نگه داشت؛ قارون و کاشانه‌اش را در زمین فرو برد؛ یوسف را از تاریکی‌های چاه نجات داد و 

او را بر گنجینه‌های زمین حاکم کرد؛ نوح را بر کافران پیروز ساخت و او را با خانواده‌اش از اندوه بزرگ 

رهانید.


خداست که می‌خنداند و می‌گریاند؛ می‌میراند و زنده می‌کند؛ خوش‌بخت یا بدبخت می‌کند؛ به وجود می‌آورد و از

بین می‌برد؛ یکی را بَر می‌کشد و آن دیگری را از بالا به زیر می‌آورد؛ عزت و ذلت در دست اوست. 

هموست که به هرکه بخواهد، می‌دهد و از هرکه بخواهد، باز می‌دارد.


هموست که نوح را هدایت، و پسرش را گم‌راه کرد؛ ابراهیم را برگزید و پدرش را رها نمود؛ لوط را نجات داد

و همسرش را هلاک کرد؛ فرعون را هلاک و همسرش را هدایت نمود؛ محمدصلی الله علیه وسلم را برگزید 

و عمویش (ابولهب) را هلاک کرد؛ و نیز هموست که فرزندان سرسخت‌ترین دشمنانش هم‌چون خالد بن ولید 

و عکرمه بن ابی‌جهل را از یاری‌گران دعوتش قرار داد؛ این‌جاست که باید بگوییم: الله به تعداد مخلوقاتش،

و به اندازه‌ای که رضایت او حاصل گردد و هم‌وزن عرش خویش و به‌اندازه‌ی جوهر مورد نیاز برای نوشتن 

کلماتش پاک و منزه است.الله ذاتی‌ست هم صاحب کمال و هم صاحب جمال؛ عنصر جمال در این هستی، 


مقصود است. جمال و زیبایی، مقصود است و کمال، نامحدود؛ پس رؤیت حقیقت جمال، تنها زمانی امکان‌پذیر

است که دل با نورِ الله بنگرد؛ در نتیجه جوهر زیبا و شکوه بدیع اشیا برایش کشف می‌گردد