آيا چيزي بنام اقبال و شانس وجود دارد
اگر کسي بگويد که فلاني خوش شانس است، و منظورش اين باشد که خوشبختي و منفعت دنيايي به وي رو
آورده است، بايد گفت که اين سخن شرعي نيست، و موافق با شريعت نمي باشد، چرا که هرآنچه که از خوب
و بد متوجه انسانها مي شود از جانب خداوند حکيم است و او تعالي از ازل تقدير فرموده است که سرنوشت
انسانها چگونه خواهد بود، و البته اين بدان معنا نيست که خداوند جبرا سرنوشت ما را نوشته و ما اختياري
در زندگي خود نداريم، بلکه خداوند متعال چون از آينده خبر دارند، و مي دانند که انسانها با اختيار خويش چه
مسيري را مي پيمايند، با توجه به اين علم و سپس اراده بر تقدير يا عدم تقدير، سرنوشت انسانها را رقم زده
است.
بنابراين موحدان چنين اعتقاد دارند که هرآنچه از خوبي و بدي متوجه انسان مي شود، قضا و قدر الهي است
و از روي اتفاق و تصادفي نبوده و نخواهد بود.
پس بايد فهميد که منظور گوينده مثلا از اين گفته که "من شانس ندارم" چيست؟
آيا منظور وي اينست که هيچ خوشي و منفعتي به او روي نمي آورد؟!
اگر اين مراد را داشته باشد، بايد به وي گفت:
اولا: هر خوشي و منفعتي از جانب خداوند متعال است، پس اگر قرار باشد خداوند متعال نفع و زياني تقدير
کرده باشد، آن نفع و زيان به شما وارد مي شود و اينگونه نيست که بدون اراده ي خداوند متعال و بلکه
خودبخود خوشي يا ناخوشي به شما رو کند!
دوما: اين سخن شما دليل بر ناشکري و ناديده گرفتن نعمتهاي خداوندي است، چطور آن همه نعمت را که
خداوند متعال به شما داده ناديده مي گيريد؟!
و اگر مراد او اين باشد که شانس يک عامل در جلب منفعت و دفع شر است، که هرکس اين عامل با او يار
باشد او در خوشبختي خواهد بود! بايد گفت که اين اعتقاد با توحيد منافات دارد، و يك مسلمان موحد همواره
عامل اصلي را تنها خدا مي داند و هر نفع و ضرري را از سوي او و حکمتش مي پندارد که بر وي مقدر
گشته و در هر حال حمد خالقش را بر زبان جاري مي سازد.
پس شايسته است که از بکار بردن اين عبارات پرهيز کنيم و ناسپاسي را کنار بگذاريم و خوشي و ناخوشي
هاي زندگي را تقدير الهي بدانيم که ناشي از رفتار و برخورد ما است.
در ضمن بايد ايمان آورد که خوشبختي اين نيست که منافع دنيوي براي ما مهيا شود و يا غيره. بلکه
خوشبخت واقعي کسي است که از نعمت ايمان و عمل صالح برخوردار است و با ايمان از دنيا مي رود،
و سرانجامش در جنت پروردگار باشد.