انسان بعد از مرگش چگونه زنده مي شود
ايمان به زنده شدن از بزرگترين اصول ايمان در دين است و آنچه بر مؤمن واجب است اين است كه به
احوال و حوادث آن ايمان داشته باشد و بداند که بسياري از جزئيات و کيفيت آن بر بشر نامعلوم است و
هنوز علم به آنجا نرسيده و شايد هم هرگز نرسد، بنابراين آنچه بر يک مسلمان واجب است تصديق و ايمان
به زنده شدن مردگان است، هرچند که عقل و علم محدود بشري آنرا توجيه نکند! چرا که عقل و علم بشري
هرگز به تکامل نخواهد رسيد، و هنوز هم بسياري از واقعيتاهي جهان را نوانسته اند توجيه يا تحليل کنند،
ولي آيا آن واقعيتها انکار مي شوند؟ درحاليکه اين علم است که هنوز به اين حد از رشد و تکامل نرسيده که
بتواند آن واقعيتها را تحليل نمايد.
بنابراين در اينجا علم محکوم است نه حقيقت و واقعيتي که علم عاجز از تحليل آن است!
خالق کائنات، همانکسي که تمام مخلوقات را با جزئياتشان خلق کرده است، قادر است که مردگان را
زنده کند.
الله تعالي مي فرمايد: «ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ»( بقره 56)
«سپس بعد از مردنتان شما را زنده مي كنيم».
پس بر طبق اين آيه مبارکه بايد ايمان داشته باشيم که خداوند مردگان را زنده ميكند و از قبرهايشان خارج
مي گرداند، همين آيه براي يک مسلمان کافيست.
و حقيقت زنده شدن اين است كه الله تعالي اجساد قبرها را كه در آن حل شده اند، جمع مي كند و به قدرت
خود آن را برميگرداند همانگونه كه بود سپس به سوي آن ارواح را برميگرداند و آنها را به سوي مشحر
براي حكم نهايي سوق ميدهد.
الله تعالي مي فرمايد: «وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا
أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ»( يس 78- 79).
«و براي ما مثل مي آورد و خلقت خود را فراموش كرده است گفت كيست كه اين استخوانها را بعد از اينكه
پوسيده است، زنده كند».
و از حذيفه رضي الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: «إِنَّ رَجُلًا حَضَرَهُ الْمَوْتُ
لَمَّا أَيِسَ مِنْ الْحَيَاةِ أَوْصَى أَهْلَهُ إِذَا مُتُّ فَاجْمَعُوا لِي حَطَبًا كَثِيرًا ثُمَّ أَوْرُوا نَارًا حَتَّى إِذَا أَكَلَتْ لَحْمِي وَخَلَصَتْ إِلَى
عَظْمِي فَخُذُوهَا فَاطْحَنُوهَا فَذَرُّونِي فِي الْيَمِّ فِي يَوْمٍ حَارٍّ أَوْ رَاحٍ فَجَمَعَهُ اللَّهُ فَقَالَ لِمَ فَعَلْتَ قَالَ خَشْيَتَكَ فَغَفَرَ لَهُ»
بخاري (3479) .
«مردي در آستانه مرگ قرار گرفت و وقتي از برگشت به زندگي دنيا نا اميد شد به خانواده اش وصيت كرده
كه: وقتي مْردم چوب بسياري برايم گرد آوريد سپس آتشي روشن كنيد تا گوشتم را از بين ببرد و به
استخوانهايم برسد، جسدم را برداريد و آن را خُرد كنيد و در روزي بسيار گرم يا روزي كه باد بوزد در دريا
اندازيد. خداوند جسمش را جمع كرد و به او فرمود: چرا چنين كردي؟ گفت: به خاطر ترس از تو. پس خداوند
او را بخشيد».
اين آيه و حديث بر اين امر دلالت دارند كه الله تعالي اجساد را برميگرداند و آنچه جدا شده و در زمين حل شده اند را جمع ميكند تا آنجا كه به حالت اول همانگونه كه بود برمي گرداند پس ارواحشان را به آن برمي
گرداند. پاك و منزه است الله تعالي از اينكه چيزي او را ناتوان كند و او بر هر چيزي تواناست.در سنت كيفيت
و چگونگي زنده شدن بيان شده است.
بر طبق نصوص ديني خداوند بر زمين آب را نازل مي كند پس به وسيله آن اهل قبور مي رويند هماگونه كه
گياهان مي رويند. و دليل بر آن حديث ابوهريره رضي الله عنه است كه شيخين روايت كرده اند. در آن رسول
الله صلي الله عليه وسلم ميفرمايد:
«مَا بَيْنَ النَّفْخَتَيْنِ أَرْبَعُونَ قَالَ أَرْبَعُونَ يَوْمًا قَالَ أَبَيْتُ قَالَ أَرْبَعُونَ شَهْرًا قَالَ أَبَيْتُ قَالَ أَرْبَعُونَ سَنَةً قَالَ أَبَيْتُ
قَالَ ثُمَّ يُنْزِلُ اللَّهُ مِنْ السَّمَاءِ مَاءً فَيَنْبُتُونَ كَمَا يَنْبُتُ الْبَقْلُ لَيْسَ مِنْ الْإِنْسَانِ شَيْءٌ إِلَّا يَبْلَى إِلَّا عَظْمًا وَاحِدًا وَهُوَ
عَجْبُ الذَّنَبِ وَمِنْهُ يُرَكَّبُ الْخَلْقُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» بخاري (4935) ، و مسلم (2955) .
«فاصله بين دو نفخ صور چهل است از ابوهريره پرسيدند:چهل روز است. گفت: نمي توانم چيزي را بگويم
به آن علم ندارم. گفتند: چهل ماه است؟ گفت: نمي توانم چيزي بگويم به آن علم ندارم. گفتند: چهل سال
است؟ گفت: نمي توانم چيزي بگويم به آن علم ندارم. پيامبر فرمود: سپس خداوند از آسمان باراني نازل مي
كند پس مرده ها زنده مي شوند همانطور كه گياهان سبز مي شوند. تمام اعضاي انسان پوسيده مي شود
مگر يك قطعه استخواني كه عجب الذنب نام دارد كه سالم باقي ميماند و انسانها در روز قيامت از اين
استخوان زنده و آفريده مي شوند».
اين حديث بر كيفيت زنده شدن دلالت دارد و اينكه اهل قبور در قبرهايشان چهل در فاصله بين دو نفخه مي
مانند كه آن دو نفخ، نفخ مردن و زنده شدن مي باشد و راوي منظور از چهل را مشخص نكرده كه آن چهل
روز، يا چهل ماه يا چهل سال است. آن در بعضي از روايات آمده كه چهل سال است. سپس هنگامي كه
خداوند بخواهد مخلوقات را زنده كند باراني از آسمان نازل مي كند. در بعضي روايت آمده آن مانند مني مرد
است پس اهل قبور از آن آب زنده مي شوند همانگونه كه گياهان سبز مي گردند بعد از اينكه تمام جسمشان
جز استخوان عجب الذنب از بين رفت و اين شامل انبياء نمي گردد زيرا اجساد آنها نمي پوسد همانگونه كه
بيان آن قبلاً گذشت. با اين توضيحات حقيقت زنده شدن، و زمان و كيفيت آن روشن گرديد و الله اعلم.
رأي صحيح بر بيان زنده شدن دلالت مي نمايد و زنده شدن تكرار براي خلق كردن است و براي هر عاقلي
معلوم است كه تكرار براي چيزي آسانتر از خلقت ابتدايي آن است و براي اين است كه الله تعالي در كتابش
هنگامي كه از زنده شدن و وقوع آن بحث مي نمايد به خلقت انسان و به وجود آوردن اولي مي پردازد زيرا
كسي كه قادر است براي اولين بار به وجود آورد به اولي مي تواند دوباره او را بوجود آورد. كسي كه
معترض به زنده شدن بود همانگونه كه خداوند بيان مي كند: «مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ»( يس 78)
«كيست كه اين استخوانهاي پوسيده را دوباره زنده كند» الله تعالي در جواب مي فرمايد:
«قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ»( يس 79)
«بگو كسي كه اولين بار او را خلق كرد و به وجود آورد».
الله تعالي مي فرمايد: «وَهُوَ الَّذِي يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ» ( روم 27).
«او كسي است كه آفرينش را آغاز كرد سپس دوباره آن را برمي گرداند و آن را تجديد مي نمايد و اين كار بر او آسان است».
اين دليل شرعي عقلي از كتاب خدا براي رد بر تمام انكار كنندگان دروغگو در مورد زنده شدن است و دليلي است كه نميتوان آن را رد نمود.