کعب الاحبار چه کسي بود
حبار جمع «حبر» به معناي عالم است، معمولا به علماي يهودي احبار گفته مي شد.
کعب الأحبار جزو تابعين است، البته او از علماي يهود بود که در زمان خلافت ابوبکر صديق رضي الله عنه
اسلام آورد، ولي بعضي گفته اند که او در زمان خلافت عمر ابن خطاب رضي الله عنه اسلام آورد چنانکه
حافظ ابن حجر رحمه الله اين قول را در «الإصابة في تمييز الصحابة» ترجيح داده و نقل کرده که او در
سال 20 هجري اسلام آورده است.
امام ذهبي درباره ي او مي نويسد: «او كعب بن ماتع الحميري، اهل يمن و از علماي يهودي بود که پس از
وفات پيامبر صلي الله عليه وسلم اسلام آورد و در عهد عمر ابن خطاب رضي الله عنه از يمن به مدينه آمد،
و بعضي از اصحاب محمد صلي الله عليه وسلم با او مجالست داشتند و او نيز براي آنها از کتب اسرائيليه
مي گفت، (و او نيز) کتاب و سنت را از صحابه رضي الله عنهم فراگرفت».
(سير أعلام النبلاء؛ جزء 5 صفحه 488 ، طـ الرسالة).
بعدها در زمان خلافت عثمان رضي الله عنه به سوي شام رفته و در شهر حمص سکونت مي يابد و همانجا در سن 104 سالگي فوت مي کند. (الأعلام 5/38).
همچنين امام ابى الحجاج يوسف المزي در کتاب "تهذيب الکمال" درباره او مي نويسد: «او زمان پيامبر
صلي الله عليه وسلم را دريافته ]ولي ايشان را نديده است[ و در زمان خلافت ابوبکر صديق رضي الله عنه
اسلام آورد، و گفته مي شود که او در زمان خلافت عمر ابن خطاب اسلام آورد.
او از افراد زير روايت کرده:
از پيامبر صلي الله عليه وسلم بصورت مرسل، و از صهيب رومي، و از عمر بن الخطاب، و ازعائشة أم
المؤمنين و قبل از عايشه رضي الله عنها فوت کرد.
و افراد زير از او روايت کرده اند:
الاخنس بن خليفة الضبي، وأسلم مولى عمربن الخطاب، و پسر زنش تبيع الحميري، وجرير بن جابرالخثعمي،
وخالد بن معدان، وروح بن زنباع، وأبو المخارق زهير ابن سالم السلولي، وسعيد بن المسيب، وشريح بن
عبيد درحاليکه شريح کعب را درنيافته بود، وعبد الله بن رباح الانصاري ، وعبد الله بن الزبير بن العوام،
وعبد الله بن ضمرة السلولي، وعبد الله بن عباس، وعبد الله بن عمربن الخطاب، وعبد الله بن غيلان، وعبد
الرحمان بن مغيث، وعطاء بن أبي رباح، ومالك ابن أبي عامر الاصبحي، ومحمد بن عبدالله بن صيفي،
ومطرف بن عبدالله بن الشخير، ومعاوية بن أبي سفيان، ومغيث بن سمي، وممطور أبو سلام الاسود، وهمام
شيخ لعبد الغفور الواسطي، ويزيد بن خمير اليزني، ويزيد بن قوذر، وأبو إبراهيم الردماني، وأبو رافع
الصائغ، وأبو سعيد الحبراني، وأبو مروان الاسلمي والد عطاء بن أبي مروان، وأبو هريرة، وابن مواهن».
اخبار و اقوال زيادي که معمولاً به آنها اسرائيليات ميگويند از کعب الاحبار برجاي ماندهاست.
ابو داود وترمذي ونسائي وابن ماجه در تفسير از او روايت کرده اند، اما بخاري و مسلم حديثي از وي روايت
نکرده اند. ابن حبان در «الثقات» (5/333 ) وي را ثقه دانسته و ابن قيسراني او را در
«تذكرة الحفاظ» (1/52) شماره: 33 ذکر کرده است.
و حافظ ابن حجر در «تقريب التهذيب» (1/461) در مورد او گفته: « كعب ابن ماتع الحميري أبو إسحاق
معروف به كعب الأحبار، او ثقة و از طبقه مخضرمين است، او اهل يمن بود که بعدها در شام سکونت گزيد
و در آخر خلافت عثمان رضي الله عنه فوت کرد و بيش از از صد سال عمر نمود، هيچ روايتي در کتاب
صحيح بخاري از او وارد نشده جز حکايت معاويه درباره او، همچنين در صحيح مسلم حکايتي درباره او از
ابوهريره رضي الله عنه وارد شده از طريق اعمش از ابي صالح است».
البته در مورد توثيق کعب همه ي علما يک نظر نبودند، ولي صحابه رضي الله عنهم او را بخاطر داشتن
علمش تمجيد کرده اند، و البته بيشتر آنچه که از او روايت شده مربوط است به اخبار بني اسرائيل از غرائب
و عجائب و او هيچکدام از آن اخبار را به پيامبر صلي الله عليه وسلم نسبت نداده است، از اينرو نقل روايت
او در مورد اخبار بني اسرائيل ايرادي ندارد. البته لزوما تمامي اخبار و روايات بني اسرائيلي مردود يا مقبول
نيستند، چنانکه پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: «لا تصدقوا أهل الكتاب ولا تكذبوهم وقولوا أمنا بالله
وما أنزل إلينا ..». بخاري
يعني: اهل کتاب را نه تصديق کنيد و نه تکذيب نمائيد، و بلکه بگوئيد: به خدا و آنچه بر ما نازل کرده ايمان
آورديم..
و پيامبر صلي الله عليه وسلم ما را از نقل اخبار بني اسرائيل نهي نکرده اند، چنانکه خود ايشان فرموده اند:
« وَحَدِّثُوا عَنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلَا حَرَجَ». يعني: از بني اسرائيل روايت کنيد و ايرادي بر آن نيست. بخاري
نکته ي ديگر اينکه: کعب الاحبار از جمله راوياني است که دروغگويان و جاعلين حديث احاديثي را به
دروغ به او نسبت داده اند.