ازدواج ام کلثوم دختر علي ابن ابيطالب با عمر رضي الله
براي اثبات ازدواج عمر رضي الله عنه با دختر علي رضي الله عنه ، نيازي به روايات دروغين و يا ضعيف
داخل کتابهاي شيعه نيست، زيرا تقريبا اکثر روايات شيعه ها يا ضعيف هستند يا دروغ، و اثبات صحت
روايات تشيع تقريبا محال است.
و اگر مؤلفي در کتابش به يک روايت ضعيف شيعه استدلال کرده، شايد خواسته که منکرين اين ازدواج را
بفهماند که حتي سابقين شما نيز منکر آن نبوده اند! حالا چه شده که شما منکر شديد!؟ چرا که اخيرا تشيع
چون پاسخ قانع کننده اي براي اثبات دشمني عمر رضي الله عنه با علي رضي الله عنه ندارند! بنابراين آمده
اند و از اساس منکر اين ازدواج شده اند، همانطور که اخيرا علماي شيعه – برخلاف علماي سلف خود –
منکر بسياري از مسلمات ديگر مذهبشان شده اند! يعني چون پاسخي منطقي در برابر اذهان بيدار جوانان
امروزي ندارند، راه حل را انکار مي دانند، و يا ايجاد تشکيک در حقايق مسلم تاريخي..
وگرنه روايات صحيح در کتابهاي اهل سنت براي اثبات اين ازدواج موجود است و ما را از استناد به
روايات دروغين و ساختگي شيعه بي نياز مي گرداند.
ما در اينجا روايتي صحيح را از کتاب ابن اثير ذکر مي کنيم:
«عمر رضي الله عنه از ام کلثوم دختر ابوبکرصديق رضي الله عنه خواستگاري نمود. ولي او که دختري
کوچک بود و عائشه به عنوان سخنگوي عمر پيش او آمده بود، خواستگاري عمر را نپذيرفت.
عائشه رضي الله عنها گفت: واي بر تو، امير المؤمنين از تو خواستگاري کرده و تو نميپذيري؟! گفت: بدين
خاطر نميپذيرم که او زندگي سختي دارد. آنگاه عائشه، عمرو بن عاص رضي الله عنه را نزد خليفه فرستاد
و او را به ازدواج با ام کلثوم دختر علي و فاطمه رضي الله عنهما راهنمايي کرد. پس از خواستگاري، علي
رضي الله عنه نيز بي درنگ دختر خود را به عقد عمربن خطاب رضي الله عنه در آورد و عمر هم چهل هزار
را به عنوان مهريه او قرار داد. عمر رضي الله عنه از او صاحب دو فرزند به نامهاي زيد و رقيه
گرديد». منبع: الکامل في التاريخ (2/212).
امكلثوم دختر علي رضي الله عنه، از عمر رضي الله عنه دختري بدنيا آورد كه آن را رقيه ناميدند و پسري از
او متولّد شد كه زيد ناميدند، ياران زيد روايت كردهاند كه زيد بن عمر در جلسهي جر و بحثي از قوم بني عدي
بن كعب شركت نمود، گويند: شب هنگام بود كه زيد بن عمر آمد تا در ميانشان صلح و آشتي ايجاد كند، چون
آنها در حال درگيري بودند، ضربه اي به سرش خورد و زخميشد و در همان جا وفات يافت، مادرش نيز كه
وفات كرده بود، هر دو را با هم دريك وقت دفن كردند، نماز جنازهي آن دو را عبدالله بن عمر خواند، در حالي
كه حسن بن علي رضي الله عنه او را پيش نماز كرد و پشت سرش نماز خواند.
"الاصابة /276 كتاب الكني و كتاب النساء".
اين ازدواج را تمام تاريخ نويسان، نسب شناسان، محدثان و حتي فقهاء شيعه و اهل عناد و ستيزه جويي و
مجادله كنندگان ايشان و پيشوايان معصومشان – آن طور كه گمان ميكنند – تأييد كردهاند و «علاّمهاحسان
الهي ظهير» تمام روايات مختص به اين ازدواج را در كتابش كه «الشيعة و السنة» نام دارد، آورده است.
الشيعه و اهل البيت /105.
علماء اهل سنت نيز اين ازدواج را در تاريخ ذكرکرده و تمام منابع بر آن اتفاق دارند، برخي از آنها که اين
ازدواج را ذكر كردهاند عبارتند از:
1- طبري در"تاريخ طبري" 5/28.
2- ابن كثير در " البداية و النهاية" 5/220.
3- ذهبي در " تاريخ الاسلام في عهد الخلفاء الراشدين" /166.
4- ابن جوزي در " المنتظم" 4/131.
5- ديار بكري در " تاريخ الخميس" /19.
همچنين علماي رجال شناس نيز اين كتاب را در كتابهاي رجال شناسي ذكر كردهاند.
از جمله: ابن حجر در " الاصابة /276 كتاب الكني و كتاب النساء "، ابن سعد، مولف کتاب "اسد الغابه"
7/425. و استاد ابو معاذ اسماعيلي در كتابش: «زواج عمر بن خطاب من ام كلثوم بنت علي بن ابي طالب
حقيقة و ليس افتراء» مفصّل به بررسي و ذكر منابع و مراجع اهل سنت در اين موضوع پرداخته و به
شبهاتي كه به اين ازدواج نسبت داده شده پاسخ دادهاند.
و در اينجا به ذکر بعضي از منابع شيعه مي پردازيم که مولفين اين کتابها؛ بر صحت ازدواج عمر و أم کلثوم
رضي الله عنهما اقرار کرده اند:
1- كليني؛ از معاوية بن عمار اؤ أبي عبد الله عليه السلام.
[الكافي في الفروع باب المتوفى عنها زوجها المدخول بها أين تعتد ص311 ج2 ط الهند].
و حتي در کتاب [الكافي في الفروع ص141 ج2 ط الهند] بابي را تحت عنوان"باب في تزويج أم كلثوم" آورده است.
2- أبو جعفر الطوسي؛ تهذيب الأحكام في باب عدة النساء، و الإبصار ص185 ج2.
و ["تهذيب الأحكام للطوسي" ص380 ج2 كتاب الميراث ط طهران].
3- محمد بن علي بن شهر آشوب المازندراني: [مناقب آل أبي طالب ص162 ج3 ط بومبئ الهند].
4- الشهيد الثاني للشيعة زين الدين العاملي: ["مسالك الأفهام" ج1 كتاب النكاح ط إيران 1282ه].
خلاصه اينکه: نيازي به اثبات اين ازدواج نيست، چرا که اظهر من الشمس است، همانگونه که نيازي براي
اثبات ازدواج علي با فاطمه رضي الله عنهما نيست، و بجز متاخرين شيعه کسي منکر اين حقيقت تاريخي
نشده، چرا که آنها چنين تصميم گرفته اند که در اين زمان مصلحت نيست که اين ازدواج را درست پنداشت،
چرا که براي تداوم دشمن سازي بين صحابه و اهل بيت رضي الله عنهم اجمعين، بايد تمامي پيوندهاي
خانوادگي بين اين دو گروه مسلمانان را قطع کرد حتي اگر واقعيت داشته باشد، و ابتدا در مسئله تشکيک
وارد مي کنند و آنگاه بکلي آنرا انکار مي کنند!