آيا ايرانيان پيامبري داشته اند؟ آيا زرتشت پيامبر خدا بوده
ما فقط اسامي چندين پيامبر را مي دانيم که نامشان در قرآن ذکر شده است، و در آيات قرآن و احاديث صحيح
– و حتي ضعيف – هم اشاره اي به اين مسئله نشده که پيامبر ايرانيان که بوده؟ اصلا پيامبر داشتند؟
والله اعلم..
در قرآن از بيست و پنج پيامبر نام برده شده است. ذكر هيجده نفر آنها در اين سخن الله تعالي است:
«وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَنْ نَشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ * وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ
وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ دَاوُدَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ* وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا
فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ» انعام 83 -86
يعني: «و اين حجتِ ماست. آن را به ابراهيم بر (ضدِ) قومش داديم. هركس را بخواهيم در مراتب(و منزلت)
فرا ميبريم، بي گمان پروردگارت كاردانِ داناست. و اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم، هر يك (از آنان) را
هدايت كرديم و به نوح (نيز) پيش از اين راه نموديم. و از فرزندان او (ابراهيم) داود و سليمان و ايوب و
يوسف و موسي و هارون (را نيز هدايت كرديم). و بدينسان به نيكوكاران پاداش مي دهيم. و (نيز) زكريا و
يحيي و عيسي و الياس (را هدايت كرديم) هر يك (از آنان) از صالحان بودند. و (نيز) اسماعيل و يسع و
يونس و لوط (را هدايت كرديم) و هر يك(از آنان) را برجهانيانِ (روزگارشان) برتري داديم»
و ذكر بقيه آنها در جاهاي ديگر از قرآن آمده است. مانند: هود، صالح، شعيب، آدم، ادريس، ذالکفل
و محمد عليهم الصلاة و السلام.
ولي ذکري از اينکه آيا براي اقوام ايراني هم پيامبري بوده يا نبوده نشده است، و لذا ما نيز نمي دانيم، چه
بسا پيامبر يا پيامبراني داشته اند ولي ما از وجود آنها بيخبر هستيم، چنانکه الله تعالي مي فرمايد:
« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» (ابراهيم 4).
يعني: ما هيچ پيامبرى را، جز به زبان قومش، نفرستاديم؛ تا (حقايق را) براى آنها آشکار سازد؛ سپس خدا
هر کس را بخواهد (و مستحق بداند) گمراه، و هر کس را بخواهد (و شايسته بداند) هدايت مىکند؛ و او توانا
و حکيم است.
البته برخي ادعا مي کنند که زرتشت پيامبر ايرانيان بوده، اما اين سخن کاملا باطل است و او اصلا پيامبر
نبوده، زيرا از سخنان و تعاليم زرتشت چنين برمي آيد او به يگانه بودن خدا اعتقاد نداشته است بلکه به
وجود دوخداي نيکي ها و خداي تاريکيها و زشتيها معتقد بود، و لذا يکتاپرست نبوده درحاليکه تمامي
پيامبران الهي به خداي واحد و بي شريک معتقد بودند و خالق شر و خير را فقط الله مي دانستند و همگي
آنها به توحيد و يگانه پرستي دعوت مي کردند.
همچنين احکام زرتشت بر خلاف فطرت بشري بوده؛ مثلا ازدواج با محارم (خواهر و مادر) جايز بوده و نيز
آتش را عنصري مقدس مي پنداشتند؛ همانگونه که مشرکان مکه بعضي از دار ودرختها و سنگها را مقدس
مي دانستند! براي همين است که محققين زيادي گفته اند که او اصلا پيامبر نبوده است، زيرا رسالت همه
پيامبران شبيه هم است ولي زرتشت با ديگر اديان آسماني متفاوت بود و دين زرتشت يک دين ثنوي بوده
است.
از طرفي زماني که بر پيامبر صلي الله عليه وسلم وحي نازل مي شد، خداوند متعال زرتشتيان را بعنوان اهل
کتاب (يعني اديان آسماني يهود و نصاري) به مسلمانان معرفي نکردند و اگر واقعا زرتشت پيامبر بود و دين
آسماني داشت، خداوند متعال زرتشت را نيز همراه يهود و نصاري بعنوان اهل کتاب معرفي مي کردند و اين
دليل محکمي است که زرتشت و دين او از جانب خداي متعال نبوده و گرنه آنها را هم مانند يهود و نصاري
داخل اهل کتاب مي کردند و ازدواج با زنانشان و خوردن ذبائحشان را حلال مي کردند همانگونه که ازدواج
با زنان يهودي و نصراني جايز بوده و ذبائحشان حلال، درحاليکه برخلاف اهل کتاب؛ ازدواج با زرتشتيان و
خوردن ذبائحشان حرام است.
و صحابه هم هرگز زرتشتيان را اهل کتاب ندانسته اند، براي همين بود که وقتي ايران بر ارتش روم پيروز
شد، مشرکان مکه خوشحال شدند چون زرتشتيان را به آيين و کيش خود نزديک مي دانستند و يهود و
نصاري را به مسلمانان نزديک مي دانستند، و بعدا خداوند متعال در سوره روم به مسلمانان خبر داد که
بزودي ايران از روم شکست مي خورد...
همه اينها شواهد محکمي هستند بر اينکه آيين زرتشت با آيين اديان آسماني متفاوت بوده و از جانب خدا
نبوده و لذا نه زرتشت پيامبر خدا بوده و نه دينش آسماني بوده و نه از اعتقادات زرتشت يکتاپرستي برداشت
مي شود.
اما به هرحال بر تمامي انسانهاي کره زمين واجب و فرض است که به آخرين پيامبرش ايمان آورند و بر
دين و آيين او قرار بگيرند، زيرا رسالت او جهاني است.
الله تعالي درقرآن محمد صلي الله عليه وسلم را آخرين پيامبر خود اعلام مي دارد:
«مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ»(احزاب 40)
يعني: محمّد (صلي الله عليه وسلم) پدر هيچ يک از مردان شما نبوده و نيست؛ ولى رسول خدا و ختمکننده و
آخرين پيامبران است.
و بنابراين اگر قرار باشد آخرين پيامبر، پيامبر اسلام باشد نتيجه مي گيريم دين ديگري بعد از اسلام وجود
نخواهد داشت که الله تعالي بدان امر کرده باشند چنانکه مي فرمايد:
« إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ»(آل عمران 19) يعني: دين در نزد خدا، اسلام است.
و مي فرمايد:« وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»(آل عمران 85)
يعني: هر کس جز اسلام آيينى براى خود انتخاب کند، از او پذيرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زيانکاران
است.
و در اين آيه اخير صراحتا بيان شده است که دين ديگري جز اسلام مورد پسند الله تعالي نيست و به همين
علت جزو خسارتمندان خواهند بود کسانيکه بدان ايمان نياورند.