دارقطني، اسم يکي از علما و محدثين متبحر و برجسته ي اهل سنت و جماعت است، که علماي زيادي بعد 

از وي از علم و آثار ارزشمند وي بهره ي زيادي برده اند.

وي امام "ابوالحسن علي بن عمر بن أحمد بن مهدي، ابوالحسن بغدادي دارقطني" (306 - 385 هـ) است. 

دارقطني معروف به "دارقطن" است که محله‌اي است در بغداد.

شخصيت و اخلاق وي:

وي يگانه‌ي زمانه و امام دوران خويش در اسماء رجال و علل حديث و جرح و تعديل بود و داراي تصنيفات و 

تاليفاتي ارزشمند بود و داراي روايتي وسيع و اطلاع کامل در درايت بود.

علم اثر و شناخت علل حديث و رجال و شناخت احوال راويان به همراه راستي و امانت داري و فقه و عدالت 

و قبول شهادت و اعتقاد صحيح و سلامت مذهب همه در وي وجود داشت.

دارقطني رحمه الله علما را دوست داشت و به همراهي آنان علاقه داشت. از اين علما مي‌توان به "حسن بن احمد بن صالح، ابومحمد سبعي حلبي" اشاره کرد که حافظي متقن بود. دارقطني از وي روايت شنيده و از وي روايت کرده است. وي نزد "سيف الدولة" داراي احترام و مکانت بود.

شيوخ و شاگردان وي:

وي از "ابوالقاسم البغوي" و افراد بسياري در بغداد و کوفه و بصره و واسط روايت شنيده است. همچنين 

"محمد بن حسن شيباني" و "صعصعة بن سلام" و "معاوية الضرير" و بسياري ديگر از وي علم 

آموخته‌اند.

هوش سرشار وي:

آنچه بر تيزهوشي وي دلالت مي‌کند داستاني است که يک بار براي وي اتفاق افتاد. وي باري در مجلس 

"اسماعيل الصفار" که براي مردم حديث املا مي‌کرد نشسته بود و دارقطني حديث وي را مي‌نوشت. برخي

از محدثان حاضر در جلسه به وي گفتند سماع (شنيدن) وي صحيح نيست زيرا او به نوشتن مشغول است. 

دارقطني در پاسخ آنان گفت: فهم من در مورد املاي شيخ از فهم تو بهتر است... آن مرد به او گفت: آيا 

مي‌داني شيخ چند حديث املا کرده است؟ وي گفت: او هجده حديث گفته است و حديث اول آن از فلان از فلان 

است. سپس همه‌ي آن احاديث را با سند و لفظ بيان کرد و هيچ اشتباهي در آن مرتکب نشد تا جايي که مردم 

به تعجب آمدند.

آراي علما درباره‌ي وي:

ابن جوزي درباره‌ي وي‌ مي‌گويد: در وي شناخت حديث و علم قرائات و نحو و فقه و شعر به همراه امامت و 

عدالت و عقيده‌ي صحيح يکجا جمع گرديده بود.

عبدالغني بن سعيد الضرير مي‌گويد: هيچ کس در دوران خود به مانند علي بن مديني و موسي بن هارون و 

دارقطني در حديث سخن نگفته است...

ابن خلکان درباره‌ي وي مي‌گويد: وي به سرزمين مصر سفر کرد و مورد گرامي داشت وزير، ابوالفضل

جعفر بن خنزابه، قرار گرفت و او به همراه حافظ عبدالغني وي را در کامل کردن مسندش ياري دادند...

مولفات وي:

1- کتاب السنن

2- العلل الواردة في الأحاديث النبوية

3- المجتبي من السنن المأثورة

4- المختلف والمؤتلف في أسماء الرجال

5- كتاب الافراد الذي لا يفهمه فضلا عن أن ينظمه إلا من هو من الحفاظ الأفراد والأئمة النقاد والجهابدة 

الجياد وله غير ذلك من المصنفات التي هي كالعقود في الأجياد

6- سوالات الحاکم.

وفات امام دارقطني:

پس از عمري تلاش در راه علم و نشر آن وي در روز سه شنبه هفتم ذي القعدة سال 385 هجري قمري در 

سن 77 سالگي دار فاني را وداع گفت.