آموزش نماز
نماز شأن و منزلت بزرگي در اسـلام دارد، و ركن دوم از اركان اسلام است كه اسلام بنده صحيح و درست
نمى شود مگر با اداي آن، و اينكه كسالت در آن از صفات منافقين است، و تـرك آن كفر و گمراهي و خـروج
از دايرهء اسلام مى باشد، چنانكه رسـول گرامي (صلي الله عليه وسلم) مى فرمايد: «بين الرجل وبين الشرك
والكفر ترك الصـلاة». [مسلم].
بين مرد و بين شرك آوردن و كافر شدن ترك كردن نماز است.و همچنين (صلي الله عليه وسلم) مى فرمايد: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة فمن تركها فقد كفر». [ترمذي].
فرق بين ما مسلمانان و بين كافران و مشركين نماز است، پس كسيكه آنرا ترك كند كافر مى شود.و خداوند بر كسى كه نماز را ادا نمى كند، عذابي دردناك واجب نموده و مى فرمايد: فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ
أَضَاعُوا الصَّلاَةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا(59). [مريم].
[آنگاه پس از آنان ناخلفاني جانشين شدند كه نماز را ترك كردند و از خواسته ها(ي نفساني) پيروي كردند.
پس(كيفر) گمراهي را خواهند يافت].
پس بر هر مسلمان واجـب است كه بر نماز محافظت و پايبندي كند، و همچنانكه خداوند آنرا فرض نموده، و
در اوقات خـودش آنرا ادا كند، با نيّت اينكه اين عبادت به شكل درست، اطاعت از خدا و رسول خداست، و
بداند كه در صورت تخلف به خشم و غضب دردناك و عقاب خداوندي گرفتار خواهد شد.
آموزش نماز:
براي اينکه نماز ما مقبول و صحيح باشد لازمست که ابتدا طهارت داشته باشيم؛ و طهارت دو نوع است :
طهارت شامل دو قسمت است:1- طهارت از حدث اصغر که بدان وضو گرفتن مي گويند.
2- طهارت از حدث اکبر که به آن غسل کردن مي گويند.
منظور از حدث اصغر، بي وضويي است؛
وضو عبارت است از طهارت و پاكيزگي صورت و دست و سر و پا با آب.
يعني با رفع بي وضويي و داشتن وضو ما مي توانيم نماز بخوانيم و در حقيقت نماز بدون وضو نزد الله تعالي
قبول نيست.زيرا الله تعالي در کتاب خود قرآن چنين مي فرمايند:
« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ
إِلَى الْكَعْبَينِ»(سوره مائده آيه 6).
يعني: ايكسانيكه ايمان آوردهايد، هرگاه خواستيد كه براي اداي نماز بپا خيزيد و وضو نداشتيد،
صورتتان را و دستتهايتان را تا آرنج بشوييد و سرتان را مسح كنيد و پاهايتان را تا قوزكها نيز
بشوئيد.
و همچنين رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: (لا يقبل الله صلاة أحدكم إذا أحدث حتى يتوضأ) يعني:
[وقتيكه وضو نداشتيد، خداوند نماز شما را نميپذيرد مگر اينكه وضو بگيريد و آنوقت نماز
بخوانيد]. شيخين و ابوداود و ترمذي آنرا روايت كردهاند.
وضو داراي دو جزء است: يکي رکن و ديگري سنتهاي آن است.رکن يعني کارهايي که براي داشتن وضويي
صحيح حتما بايد انجام شود اين موارد عبارتند از:
1- نيت آوردن (در قلب که مي خواهي وضو بگيري، و تلفظ آن با زبان بدعت است)
2- شستن صورت که مضمضه و استنشاق هم جزو آن است.
3- شستن دو دست با آرنجها.4- مسح تمام سر، گوشها جزو سر هستند.
5- شستن پاها با قوزکها.6- ترتيب مراحل فوق.
اين موارد ضروري هستند تا وضوي ما صحيح باشد ولي اگر بخواهي که وضويي کامل داشته باشي مي
تواني کارهاي زير را نيز انجام دهي:
1- سواک کردن(مسواک زدن)
2- سه بار شستن دو کف دست در ابتداي وضو
3- خلال کردن ريش (آب را به تمام ريش رساندن)4- خلال کردن انگشتان دست و پا
5- تقديم راست به چپ6- سه بار شستن (اعضاي وضو)
7- دعا بعد از وضو که بايد گفت:
" أشهد أن لا إله إلا الله، وحده لاشريک له، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله"
بدين ترتيب،يک وضوي کامل و صحيح صورت مي گيرد و مستحب است بعد از آن دو رکعت نماز بخواني. به
دليل حديث عثمان که پس از آموزش عملي وضوي پيامبر صلي الله عليه وسلم به مردم، گفت :
پيامبر صلي الله عليه وسلم را ديدم که مانند اين وضوي من وضو گرفت و فرمود : (من توضا نحو وضوئي
هذا، ثم قام فرکع رکعتين لايحدث فيهما نفسه، غفرله ماتقدم من ذنبه)بخاري و مسلم.
يعني:«هر کس مانند وضوي من وضو بگيرد، سپس دو رکعت نماز با خشوع بخواند، گناهان گذشته او
بخشوده ميشود».
اما حدث اکبر يا واجب شدن غسل؛
پاکي از حدث اکبر بر وضو نيز مقدم تر است.يعني اگر کسي وضويي کامل هم بگيرد ماداميکه بر او غسل
واجب شده باشد ، نمي تواند نماز بخواند.
غسل نيز براي بعضي از عبادات واجب مي شود.آنچه غسل را واجب ميکند:
1- خروج مني در حالت بيداري يا خواب :
به دليل فرموده پيامبر صلي الله عليه وسلم : (إنما الماء من الماء) مسلم.
يعني: «(غسل با) آب به سبب خروج آب (مني) است».از ام سلمه روايت است که ام سليم گفت : (يا رسول الله إن الله لايستحي من الحق، فهل علي المرأة غسل
إذا احتلمت؟ قال نعم إذا رأت الماء)بخاري و مسلم.
يعني:«اي رسول خدا! خدا از بيان حق شرم نميکند، آيا بر زن واجب است وقتي احتلام شد، غسل کند؟
فرمود : بله، هرگاه آب (مني) را ديد».
البته هنگام بيداري، خروج مني به شرطي موجب غسل ميشود که باشهوت همراه باشد ولي در خواب اين
شرط لازم نيست به دليل فرموده پيامبر صلي الله عليه وسلم : (إذا حذفت الماء فاغتسل من الجنابة، فإذا لم
تکن حاذفا تغتسل)ارواء الغليل الباني.
يعني:«وقتي آبرا به حالت جهيدن بيرون کردي غسل جنابت کن ولي اگر آب به حالت جهيدن بيرون نشد غسل نکن».اگر کسي در خواب محتلم شود ولي آب مني نبيند، غسل بر او واجب نميشود ولي اگر آب مني را ببيند و
احتلامي را در خواب به ياد نداشته باشد، غسل بر او واجب ميشود، از عايشه روايت است : (سئل رسول
الله صلي الله عليه وسلم عن الرجل يجد البلل و لايذکر احتلاما؟ فقال : يغتسل، و عن الرجل يري أنه قد احتلم
و لايجد البلل؟ فقال : لاغسل عليه)ترمذي.
يعني: «از پيامبر صلي الله عليه وسلم درباره کسي که تري را ميبيند ولي احتلامي به ياد نميآورد سؤال
شد، فرمود : غسل کند و همچنين درباره کسي که گمان ميکند محتلم شده، بدون اينکه رطوبتي را ببيند،
سؤال شد. پيامبر صلي الله عليه وسلم در جواب فرمود : غسل بر او واجب نيست».
2- جماع، اگرچه مني خارج نشود :
از ابوهريره روايت است که پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود : (إذا جلس بين شعبها الأربع ثم جهدها فقد
وجب الغسل و إن لم ينزل)مسلم.
يعني:«هرگاه بين رانهاي زن بنشيند و شروع به آميزش کند، غسل بر او واجب ميگردد؛ اگرچه مني هم خارج نشود».3- کافري که مسلمان ميشود،
از قيس بن عاصم روايت است : (أنه أسلم فأمره النبي صلي الله عليه وسلم أن يغتسل بماء و سدر)نسايي.
يعني:«قيس بن عاصم مسلمان شد، پيامبر صلي الله عليه وسلم به او امر کرد تا با آب و سدر (کنار) غسل
کند».
4- قطع شدن خون حيض و نفاس :
به دليل حديث عايشه(رضي الله عنها) : پيامبر صلي الله عليه وسلم به فاطمه بنت أبي حبيش فرمود : (إذا
أقبلت الحيضة فدعي الصلاة، وإذا أدبرت فاغتسلي و صلي)بخاري و مسلم.
يعني:«هرگاه مدت حيض فرا رسيد نماز را ترک و وقتيکه پايان يافت غسل کن و نماز بخوان».بنابر به اجماع، نفاس هم مانند حيض است.
در موارد فوق، غسل گرفتن واجب است ولي موارد ديگري نيز وجود دارند که غسل کردن در آنها مستحب
است ولي واجب نيست مانند:
غسلهاي مستحب:
1- غسل پس از هر جماع :
2- غسل مستحاضه (دائم الحيض) :3- غسل بعد از بيهوشي :
5- غسل عيد فطر و قربان و روز عرفه :6- غسل بعد از شستن مرده :
7- غسل احرام براي حج يا عمره :
8- روز جمعهحال ببينيم غسل گرفتن به چه صورتي انجام مي شود:
ارکان غسل عبارتند از دو مورد:
1- نيت ،به دليل حديث (إنما الأعمال بالنيات) بخاري و مسلم. يعني:«قبول و صحت اعمال به نيت
بستگي دارد».
2- آب را به تمام بدن رساندن.اگر مي خواهي غسل کردن بطريقهي سنت پيامبر صلي الله عليه وسلم را بياموزيم به اين روايت مادرمان،
عايشه رضي الله عنها توجه کنيم:
از عايشه(رضي الله عنها) روايت است : «پيامبر صلي الله عليه وسلم بهنگام غسل جنابت ابتدا دستهايش
را ميشست، سپس با دست راستش بر طرف چپش آب ميريخت و شرمگاهش را ميشست. آنگاه
وضويي همچون وضوي نماز ميگرفت و آب برميداشت و با انگشتانش بين موهايش را خلال ميکرد تا
مطمئن شود که آب به پوست رسيده است سپس سه مشت آب بر سرش ميريخت و بدنبال آن بر ساير بدنش
آب ميريخت سپس پاهايش را ميشست».بخاري و مسلم
نکته:
بر زن واجب نيست که براي غسل جنابت موهاي بافته شدهاش را باز کند ولي براي غسل حيض بايد آنها را
باز کند :
از ام سلمه(رضي الله عنها) روايت است : «گفتم : اي رسول خدا! من زني هستم که موهايم را ميبافم آيا
براي غسل جنابت بايد آنها را باز کنم؟ پيامبر صلي الله عليه وسلم در جواب فرمود : خير، بلکه کافي است
که سه مشت آب را بر سرت بريزي، سپس آب را بر تمام بدنت جاري کني تا پاک شوي».نسايي.
از عايشه(رضي الله عنها) روايت است که اسماء از پيامبر صلي الله عليه وسلم دربارة غسل حيض سؤال
کرد. پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود : «هر کدام از شما مقداري آب و سدر را بردارد و با آن به خوبي
طهار بگيرد سپس آب را سرش بريزد و خوب آن را مالش دهد تا آب به تمام نقاط سرش (زيرموها) برسد.
سپس آب را بر خودش بريزد و تکه پنبهاي آغشته به مسک را برداشته و با آن خود را پاک کند، اسماء
گفت : چگونه با آن خود را پاک کند؟ فرمود : سبحان الله! خودش را با آن پاک کند، عايشه در حالي که گويا
ميخواست آن را (از ديگران) پنهان کند، گفت : با آن تکه پنبه آغشته به مسک، اثر خون را پاک
کند».مسلم.
همچنين از پيامبر صلي الله عليه وسلم دربارة غسل جنابت سؤال کرد، فرمود : «آب را بردارد و با آن به
خوبي وضو بگيرد سپس آب را بر سرش بريزد و آن را مالش دهد تا آب به تمام نقاط سرش (زيرموها)
برسد، سپس آب را بر ساير بدنش بريزد».
اين حديث به صراحت فرق بين غسل حيض و جنابت را بيان ميکند بطوريکه تأکيد شده است زن حايض بايد
در ماليدن سرش مبالغه کند و آن را پاک نمايد ولي در غسل جنابت چنين تأکيدي وجود ندارد. همچنين حديث
ام سلمه دليل بر عدم وجوب باز کردن موي بافته شده در غسل جنابت است.
در اصل موهاي بافته شده را بايد باز کرد تا يقين حاصل شود که آب به ته آنها رسيده است. ولي در غسل
جنابت بخاطر تکرار و مشقت زياد در اين کار (باز کردن موها)، مورد عفو قرار گرفته است، برخلاف غسل
حيض که در ماه تنها يکبار صورت ميگيرد.
البته علاوه بر طهارت بدن از بي وضويي يا حدث اکبر، براي اينکه نماز درست باشد لازمست که بدن و
لباس ما و نيز محل و مکان اداي نماز از نجاسات پاک باشند.
حال که طهارت را با هم مرور کرديم، به بررسي نحوه ي نماز البته بصورت مختصر مي پردازيم:نمازهاي فرض:
نمازهاي فرض بر مسلمان در هر شبانه روز پنج وقت است كه عبارتند از: نماز صبح كه آنرا نماز فجر يا
بامداد گويند، و نماز ظهر، و نماز عصر، و نماز مغرب، و نماز عشاء و يا خفتن.
1 ـ نماز صبـح: دو ركعت است و وقت آن از طلوع فجر صادق يعني فجر دوم ـ و آن روشني است كه در آخر
شب از جهت مشرق مى آيد ـ تا طلوع آفتاب.
2 ـ نماز ظهر: چهار ركعت است و وقت آن از اول زوال (مايل شدن) آفتاب از وسط آسمان شروع مى شود
و تا هنگامي كه سـايهء هـر چـيز عـلاوه از سـايـهء اصلي آفتـاب يك بـرابـر آن شود ادامه دارد.
3 ـ نماز عصر: چهار ركعت است و وقت آن بعد از انتهاي وقت نماز ظهر شروع مى شود تا اينكه
سايهء هر چيز دو برابر آن شود (و وقت ضرورت) تا قبل از غروب آفتـاب كه رنگ آن زرد شود ادامه دارد.
4 ـ نماز مغرب: سه ركعت است و وقت آن از غروب آفتاب شروع شده وتا ناپديد شدن شفق سرخ
ادامه دارد.
5 ـ نماز عشـاء چهار ركعت است و وقت آن بعد از انتهاي وقت مغرب تا يك سـوم شب و يا نيمه أول شب ادامه پيدا مى كند.
صفت و چگونگي نماز:
بعـد از اتمام طهارت و پاكيزگي بـدن و محل نماز با صفتي كه ذكر كرديم انجام گرفت، و مسلمان از دخول
وقت نماز مطمئن شد بطرف قبله كه خـانهء خـدا در مكـه است ايستاده و براي هر نمازي كه مى خواست
بخواند اعم از فريضه و سنت و نافله در قلب خودش نيّت مى كند و سپس اعمال ذيل را انجام مى دهد:
1 ـ در حاليكه به سجده گاه خودش مى نگرد تكبير تحريمه «الله أكبر» مى گويد.
2 ـ در هنگام گفتن تكبيرة تحريمه هر دو دست خود را در تا برابر دو شانه و يا مقابل گوشها بالا مى برد.
3 ـ و سنت است كه بعد از تكبير تحريمه دعاي استفتاح نماز بخواند و بگويد: «سبحانك اللهم وبحمدك
وتبارك اسمك وتعالى جدك ولا إله غيرك».
بار إلها! ما تو را منزه مى دانيم، و تو را حمد و سپاس مى گوئيم، و نام تو را برتر مى دانيم و هيچ معبـود بر
حقي غير از تو وجود ندارد.
و اگر بخواهد بجاي دعاي گذشته اين دعاء را مى خوانـــد: «اللهم باعد بيني وبين خطاياي كما باعدت بين
المشرق والمغرب، اللهم نقني من خطاياي كما ينقّى الثوب الأبيض من الدنس، اللهم اغسلني من خطاياي
بالماء والثلج والبرد».
بار إلها! همچنانكه بين مشرق و مغرب فاصله ايجاد كردي، بين من و گناهانم فاصله ايجاد كن . پروردگارا!
همچنانكه لباس سفيد از چرك پاك مى شود مرا از گناهانم پاك گردان . خداوندا! مرا از گناهانم با آب و يخ
(برف) و تگرگ شستشو ده.
4 ـ سپس مى گويد: (أعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم).
پناه ميبرم به خدا از شر شيطان ملعون و نفرين شده، بنام خداوند بخشايندهء مهربان .
سپس سـورهء فاتحه را قراءت مى كند: الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(2)الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ(3)مَلِكِ يَوْمِ
الدِّينِ(4)إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ(5)اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ(6)صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ
عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ(7) و بعد از آن مى گويد: «آمين».
[ستايش خداي راست، پروردگار جهانيان بخشاينده مهربان خداوند روزِ جزا تنها تو را بندگي مى
كنيم، و تنها از تو ياري مى جوييم ما را به راهِ راست ره نما راه كسانى كه به آنان انعام كرده اي(راه
پیغمبران و صدّيقان و شهيدان و صالحان)، نه آنان كه مورد خشم قرارگرفته اند(يهود)، و نه راه
گمراهان(نصاري)].
«آمـين» دعاي ما را بپذير، و ما را به راه راست پايدار گردان.5 ـ سپس سوره اي از سوره هاي قرآن كه آنرا حفظ دارد قراءت مى كند مانند: قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(1)اللَّهُ
الصَّمَدُ(2)لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ(3)وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ(4).
[بگو: خداوند است كه يگانه است خداوند بى نياز است نه(فرزند) زاده، و نه زاده شده است و هيچ
كس همتاي او(نبوده) و نيست].
يا سورهء: إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1)وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا(2)فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ
وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا(3).
[چون نصرتِ الهي و فتح فرا رسد و مردم را ببيني كه گروه گروه در دينِ خدا درمى آيند پس پروردگارت
را با ستايش(او) به پاكي ياد كن و از او آمرزش بخواه. بى گمان او توبه پذير است].
6 ـ بعد از آن به ركـوع رفته مى گويد: «الله أكبر» و دو دست خود را بر زانوي خود مى گذارد و مى گويد:
«سبحان ربي العظيم» (پاك است پروردگار بزرگ من).
و سنت است كه سه بار يا بيشتر آنرا تكرار كند.7 ـ سپس سر را از ركوع بلند كرده مى گويد: «سمع الله لمن حمده» (خدا مى شنود ـ و مى پذيرد ـ ستايش
كسيكه او را ستايش نمايد)، خواه إمام باشد و يا منفرد (تنهاگذار).
و بعد از راست شدن و آرام گرفتن از ركوع مى گويد: «ربنا ولك الحمد حمداً كثيراً طيباً مباركاً فيه ملء
السموات وملء الأرض وملء ما بينهما وملء ما شئت من شيء بعد».
(اي پروردگار ما! ستايش حقيقي ويژهء تو است، بيشترين و بهترين و مباركترين حمد و سپاسي كه آسمانها
و زمين، و آنچه بين آن دو است، و آنچه تو خواهي پر شود از آن).
اما اگر مقتدي باشـد در اين هنـگام مى گويد: «ربنا ولك الحمد ...» تا آخر اين دعاء.8 ـ سپس سـجـده كرده مى گويـد: «الله أكبر» و بر اعضاي هفتـگانه خود سـجده مى كند كه عبارتنـد از:
پيشاني با بيني، و كف هر دو دست، و هر دو زانو، و سر انگشتان دو پا، و مى گويد:
«سبحان ربي الأعلى »، پاك است پروردگار بزرگ من.
سه بار و يا بيشتر آنرا تكرار مى كند، علاوه بر آن هر چه دوست داشت مى تواند دعا كند.9 ـ سپس در حاليكه سر خود را از سجـده بلند مى كند مى گويـد: «الله أكبر» آنگاه بر پاي چپ خود مى نشيند
و پاي راستش را نصب مى كند و دستهايش را روي ران و زانويش مى گذارد و مى گويـد: «رب اغفر لي
وارحمني وعافني وارزقني واهدني واجبرني».
اي پروردگار من! از گناه و تقصيراتم درگذر، و بـه من رحم كن، و مرا عافيت ده، و مرا روزي عطا كن، و
مرا هدايت فرما، «واجبرني»: آنچه بر انسان مى گذرد از نقص در بـدن، مانند مريضي و امثال آن، و در
دين، مانند كوتاهي كردن در اوامر و دستورات، و افراط (زياده روي) در محظورات كه آنرا جبران فرمايد.
10 ـ سپس در حالى كه «الله أكبر» مى گويد سجـدهء دوم را بجا مى آورد، آنچه در سجدهء أول انجام داده در
سجدهء دوم نيز تكرارش مى كند.
11 ـ سپس «الله أكبر» گويان براي ركعت دوم بلند مى شود، بدين ترتيب ركعت أول تمام مى شود.
12 ـ سپس سورهء فاتحه و يك سوره (يا چند آيهء ديگر) از قـرآن مى خواند و به ركوع مى رود، از ركـوع
بلند مى شود سپس عيناً مانند أول دو سجده مى كند.
13 ـ بعد از بلند شدن از سجـدهء دوم همچنانكه بين دو سجــده نشسته بـود مى نشيند و آنگاه «التحيات» را
به اين ترتيب مى خواند: «التحيات لله والصلوات والطيبات السـلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته
السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين، أشهد أن لا إله إلاَّ الله، وأشهد أنَّ محمداً عبده ورسوله».
يعني (تمام تعظيم ها و نمازها و ساير پاكيها فقط از آن خداست، سلام و رحمت و بركات خدا بر تو باد اي پيامبر، و سلام بر ما باد و بر بندگان نيكوكار خدا، گواهي مى دهم كه جز خداي بر حـق معبودي نيست، و
گواهي مى دهم كه محمد رسول و فرستاده اوست).
سپس اگر نماز دو ركعتي بود مانند نماز صبـح و جمعه و هر دو عيد، همچنان به نشستن خود ادامه مى دهد
و نمازش را با خواندن اين درود كامل مى كند: «اللهم صلِ على محمدٍ وعلى آل محمد كما صليتَ
على إبراهيم وعلى آل إبراهيم إنَّك حميدٌ مجيد، وبارك على محمدٍ وعلى آل محمد كما باركتَ على إبراهيـم
وعلى آل إبراهيم إنَّك حميدٌ مجيد».
(بار إلها! درود و رحمت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانكه بر إبراهيم و آل إبراهيـم رحمت فرستادي، تو
ستايش شده و بزرگوار هستي). (پروردگارا! بركت نازل فرما بر محمد و آل محمد، چنانكه بر إبراهيم و آل
إبراهيـم بركت نازل فرمودي، تو ستايش شده و بزرگواري). و از چهار چيز به خداوند پناه مى برد: «اللهم
إني أعوذ بك من عذاب جهنم، ومن عذاب القبر، ومن فتنة المحيا والممات، ومن فتنة المسيح الدجال».
(خداوندا! من به تو پناه مى برم از عـذاب دوزخ، و عـذاب قبر، وفتنهء زندگي و برزخ، و فتنهء مسيح دجال).
سپس آنچه از خير دنيا و آخرت بخواهد دعا مى كند، چه اينكه در نماز فرض، و چه در نماز سنت و نفل باشد.
آنگاه بسوي راست سلام مى دهد: «السلام عليكم ورحمة الله»، همچنان بسـوي چپ:
«السـلام عليكم ورحمة الله».
و اگر نماز سـه ركعت باشد مانند نماز مغرب، و يا چهار ركعت باشد مانند نمازهاي ظهر و عصر و عشاء
بعد از التحيات «الله أكبر» گويان بلند مى شود و فقط سورهء الفاتحه را تلاوت مى كند.
سپس مانند دو ركعت أول ركوع و سجود مى كند، در ركعت چهارم نيز به همان ترتيب، بجز اينكه در وقت
نشستن بطور متورك مى نشيند، يعني: پاي چپ خـود را زير پاي راست گذاشته و مقعد خود را بر زمين مى
گذارد و پاي راست خود را نصب مى كند.
آنگاه بعد از ركعت سوم در نماز مغرب، و بعد از ركعت چهارم در نمازهاي ظهر و عصر و عشـاء تشهد
أخير را مى خواند، و بر پيامبر (صلي الله عليه وسلم ) درود مى فرستد، و اگر خواست دعا مى كند. سپس به
دو طرفش مثل أول سلام مى دهد، بدين ترتيب تا اينجا نمازش تمام شده است.
نماز جمعه:
دين اسلام اجتماع را دوست دارد و به اجتماع و هماهنگي دعوت مى كند و تفرقه را ناپسند مى شمارد و از
آن تنفر و دوري مى جويد.
و هيچ فرصتي از فرصتهاي آشنائي متقابل و أُنس گرفتن و دوستي و اجتماع و هماهنگي بين مسليمن ديده
نشده مگر اينكه آنان را به آن دعوت نموده و امر كرده است.
و روز جمعه، روز عيدي براي مسلمانان است كه در آن به ذكر و سپاس خـدا مشغول مى شوند، و در خانه
هاي خدا اجتماع كرده از دنيا و گرفتاريهاي آن خود را دور مى نمايند تا فريضه اي از فرائض خدا را انجام
دهند، و به توجيهات و سفارشات خطباء و ارشاد علماء در خطبه هاي جمعه كه بمثابهء درسي از دروس
هفته مى باشد و امامان و خطباي جمعه مشاكل هفتگي جامعه را معالجه مى كنند گوش فرا دهند.
خداوند مى فرمايد: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِي لِلصَّلاَةِ مِن يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ
ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(9)فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانتَشِرُوا فِي الأرْضِ وَابْتَغُوا مِن فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ
كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(10). [الجمعة].
[اي مؤمنان، چون در روز جمعه براي نماز ندا داده شد، به (عبادت و) يادِ خدا بشتابيد و خريد و فروش را
رها كنيد. اگر بدانيد اين برايتان بهتر است آنگاه چون نمازگزارده شود، در زمين پراكنده شويد و از فضل
خدا بجوييد و خداوند را بسيار ياد كنيد تا شما رستگار شويد].
و نماز جمعه بر هر مرد مسلمان و بالغ و آزاد و مقيم واجب است.رسـول خدا (صلي الله عليه وسلم ) بر آن مواظبت كرده و كسانيكه آنرا ترك مى كنند شديداً تهديد كرده است.
چنانكه مى فرمايد: «لينتهين أقوام عن ودعهم الجمعات أو ليختمن الله على قلوبهم ثم ليكونن من الغافلين».
[مسلم].
بخدا قسم كه مردمي از ترك نماز جمعه باز مى آيند، يا اينكه خداوند بر قلبهاي آنها مهر ميزند و آنگاه آنان
از غافلان و فراموش شدگان خواهند شد. و همچنين آن حضرت (صلي الله عليه وسلم ) مى فرمايد: «من
ترك ثلاث جمع تهاوناً طبع الله على قلبه». [أحمد ودارمي وأبو داود وترمذي ونسائي وحاكم].
كسيكه سه نماز جمعه را از روي تهاون و كسالت ترك كند خداوند بر قلب او مُهر مى زند.نماز جمعه بجز در مساجد صحيح نيست، آنجايي كه مسلمانان در آن جمع مى شوند و إمام بر آنها خطبه مى
خواند و آنان را نصيحت و إرشاد مى نمايد، اينرا هم بايد توجه داشت كه سخن گفتن در اثناي خواندن خطبه
حـرام است، حتي اگر به رفيقت بگوئي ساكت شو، لغو و بيهوده گفته اي.
و نماز جمعه دو ركعت است و مسلمان اقتداء به إمام خود با جماعت آنرا انجام مى دهد.نماز جماعت:
نماز با جماعت بيست و هفت درجه «27» از نماز تنهائي فضليت بيشتري دارد. اين حديث از ابن عمر رضي
الله عنهما از پيامبر (صلي الله عليه وسلم ) روايت شده چنانكه در صحيح بخاري آمده است.
و در حديث ديگري آمده كه رسول خدا (صلي الله عليه وسلم ) فرمودند: «لقد هممت أن آمر بالصلاة فتقام ثم
أخالف إلى قوم في منازلهم لا يشهدون الصلاة في جماعة فأحرقها عليهم». [متفق عليه].
همانا تصميم گرفتم كه دستور دهم إقامه نماز گفته شود و شروع به خواندن نماز كنند، سپس بطرف مردمي
بروم كه در خـانه هايشان هستند و به جماعت حاضر نمى شوند پس خانه هايشان را بر آنان آتش زنم.
اگر تخلف آنها از نماز جماعت معصيت بـزرگي نبود رسول الله (صلي الله عليه وسلم ) آنها را به سوختن خانه
هايشان تهديد نمى كرد.
خـداوند مى فرمايد: وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ(43). [البقرة].[و نماز بر پاي داريد و زكات بپردازيد و با ركوع كنندگان ركوع كنيد].
نص صريح و واضحي است در وجوب مشاركت نماز گزاران در نماز جماعت.
أذكار و أورادي كه بعد از نماز گفته مى شود:
سنت است كه بعد از نماز سـه بار استغفر الله بگويـد، و علاوه بر آن مى گويد: «اللهم أنت السلام ومنك
السلام تباركت يا ذا الجلال والإكرام، لا إله إلاَّ الله وحده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهو على كل شيء
قديـر، اللهم لا مانع لما أعطيت، ولا معطي لما منعت، ولا ينفع ذا الجد منك الجد». آنگاه(33) سبحان الله
و(33) الحمد لله و(33) الله أكبر مى گويد كه مجموعاً(99) بار مى شود، و براي تكميل عدد(100)
مى گويد: «لا إله إلاَّ الله وحـده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهـو علي كل شيء قديـر». سپس آيـة
الكرسي: الله لا إله إلاَّ هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم….. [البقرة 185]. وقل هو الله أحـد.
[اخلاص]. وقل أعوذ برب الفلق. [الفلق]. و قل أعـوذ برب الناس. [الناس] .را مى خواند. و
مستحب است كه سه سـورهء گذشته را بعد از نمازهاي صبـح و مغرب سـه بار تكرار كنـد. و همچنين: «لا
إله إلاَّ الله وحـده لا شريك له، له الملك وله الحمد، وهـو علي كل شيء قدير»(10) مرتبه بگويد.
البته تمام اين أذكار و أوراد سنت بوده واجب نيست.
سنتهاي راتبه:
براي هر مسلمان مستحب است كه بر «12» ركعت نماز سنت مواظبت كند بشرطيكه مقيم باشد. كه عبارتند
از: چهار ركعت قبل از نماز ظهر و دو ركعت بعـد از آن، و دو ركعت بعد از نماز معـرب، و دو ركعت بعـد از
نماز عشاء، و دو ركعت قبل از نماز صبـح. أما در وقت سفـر پيامبر (صلي الله عليه وسلم ) سنتهاي ظهر و
مغرب و عشاء و ترك مى كردند، و بر سنت صبـح و نماز وتر محافظت مى كردند. و بر ما است كه كردار رسول الله (صلي الله عليه وسلم ) را أسوه و قدوهء حسنهء خود بدانيم خـداوند مى فرمايد: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ(21). [الأحزاب].
[به راستي براي شما، در رسول خدا سرمشقي نيكوست].و گفتار رسول الله (صلي الله عليه وسلم ) كه فرمودند: «صلوا كما رأيتموني أصلي». [بـخاري].
نماز بخوانيد همچنانكه مرا ديديد نماز مى خوانم.نماز مسافر:
خداوند مى فرمايد: يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ
وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(185). [البقرة].
[خداوند در حق شما آساني مى خواهد، و در حق شما دشواري نمى خواهد، و تا شمارِ(روزه) را كامل كنيد،
و خداوند را به پاس آنكه هدايتتان كرد، بزرگ بداريد. و باشد كه سپاس بگزاريد].
بلي اسلام چنين است، هيچگاه كار دشواري بر عهدهء كسي نمى گذارد، مگر بأندازهء استطاعت و توانائي
آن، و أوامري كه بداند در خور استطاعت آنان نيست واجب نمى كند. از آنجائي كه در سفر احتمال مشقت و
سختي وجود داشت خداوند به دو چيز اجازه داده است:
1 ـ قصر نماز: كه بنابر اين آساني نماز چـهار ركعتي به دو ركعت تخفيف مى يابد، پس اگر شما در سفر
بودي بايد نماز ظهر و عصر و عشاء را به جاي چهار ركعت دو ركعت بخواني، ولي نماز مغرب و صبح به
حالت خود باقي مى مانند و در آنان قصر و تخفيفي نيست. قصر نماز اجازه و هديه اي است از طرف خـداونـد
به بندگان متقي و پرهيزگارش، و خـداوند دوست دارد كه بنده همچنانكه فرائض او را انجام مى دهد به موارد
رخصت و تخفيف او نيز عمل نمايد.
و هيچ فرقي در نوع وسيلهء سفر نيست، چه سفر با ماشين و هواپيما و كشتي و قطار باشد، و يا با اسب و
شتر و قاطر و چهار پايان، و يا با پاي پياده باشد، همهء اينها اسم سفر بر آن اطـلاق مى شود و در هر
صورت نماز قصر خوانده مى شود.
2 ـ جمع بين دو نماز: براي مسافـر جـايز است كه بين دو نماز در يك وقت جمع كند، نمازهاي ظهر و عصر
را با هم، و نمازهاي مغرب و عشـاء را با هم جمع مى كند. يعني هر دو نماز در يك وقت ادا مى شود، أما
هر نماز جدا از ديگري خوانده مى شود، أول نماز ظهر و سپس فوراً نماز عصر را مى خواند . يا أول نماز
مغرب و بعد از آن نماز عشاء را ادا مى كند. البته بايد بخاطر داشت كه جمع بين نمازها صرفاً به نماز ظهر
با عصر، و نماز مغرب با عشاء اختصاص دارد، بنابر اين جمع كردن بين نماز صبح و نماز ظهر، و يا بين
نماز عصر و نماز مغرب جايز نيست.